یازده داستانِ بیصدا در کرمان؛ پشت هر حادثه یک «اگر» است
روایتگر یازده قصه هستم؛ قصههایی که از دل خانههای مردمی مثل من و شما برآمده و حالا، رو به رویمان نشستهاند تا از جادههای کرمان، از حیاطهای دنج و از پیادهروهای آشنا بگویند. از همان جاهایی که باید امنترین نقطه برای پروازهای کودکانه میبودند. اما حالا، روی هر کدام از این خطوط، سایهی سنگین یک «اگر» نشسته است.