به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از فلاورجان؛ در دنیایی که مرزهای جنگها بارها جابهجا شده و اهداف استراتژیک دشمنان از انهدام فیزیکی به تضعیف زیرساختهای فکری و هویتی تغییر شکل داده است، دانشگاهها به یکی از اصلیترین میدانهای نبرد نوین تبدیل شدهاند.
در ایران، سالهای اخیر شاهد تجربهای تلخ و پیچیده بودهایم؛ دورانی که نه تنها زیرساختهای فیزیکی، بلکه هسته اصلی توانمندی یک کشور، یعنی علم و اندیشه، هدف قرار گرفت. هدف دشمن، نه تخریب سدها و پلها، بلکه تخریب ذهنهای خلاق، از بین بردن انگیزهها و ایجاد شکاف عمیق در بدنه نخبگان آینده کشور از طریق حمله به سنگر علم، یعنی دانشگاه بود.
آموزش مجازی: از ضرورت تا کابوس
زمانی که بحرانهای همهگیر کشور را فرا گرفت، آموزش عالی ناگزیر به سمت مجازی شدن سوق داده شد. اگرچه در ابتدا این اقدام، تلاشی برای جلوگیری از وقفه در روند تحصیلی و حفظ جریان علم تلقی میشد (همانطور که در گزارشهای "IRIB News" نیز به آن اشاره شده)، اما به زودی این ضرورت به تجربهای عذابآور برای میلیونها دانشجو تبدیل شد.
کلاسهای درس، که روزگاری محل تعامل، پرسشوپاسخ و شکلگیری ایدههای نو بود، به نمایشگرهای کوچک گوشیهای هوشمند و لپتاپها منتقل شد.
حتی دسترسی به خود سامانههای داخلی که برای ورود به کلاسها طراحی شده بودند، پر از باگ و اختلال بود. تصور کنید وسط یک درس مهم، ناگهان همه چیز قطع میشد یا صدا و تصویر به شدت افت میکرد. این خودش اضطرابآور بود. این بخشی از تجربه یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته مهندسی است که ترجیح داده نامش فاش نشود. او ادامه میدهد: ترمها طولانیتر از حد معمول میشد، گاهی یک ترم کامل دو ترم طول میکشید. این یعنی از دست رفتن زمان، از دست رفتن انگیزه و فشار مضاعف.
مشکلات اینترنتی، یکی از بزرگترین موانع پیش روی آموزش مجازی بود. در حالی که دسترسی به اینترنت پایدار و پرسرعت، زیرساخت اصلی آموزش آنلاین محسوب میشود، بسیاری از دانشجویان، بویژه در شهرهای کوچک و مناطق محروم، با این چالش اساسی روبهرو بودند. هزینههای سرسامآور بستههای اینترنتی، در شرایطی که بسیاری از خانوارها حتی توان تأمین هزینههای اولیه معیشت خود را نداشتند، بار اقتصادی سنگینی را بر دوش دانشجویان و خانوادههایشان تحمیل میکرد.
به گفتهی یکی از دانشجویان علوم انسانی: ما نه تنها با مشکلات فنی کلاسها درگیر بودیم، بلکه دسترسی به مقالات و منابع علمی بینالمللی هم به شدت محدود شده بود. انگار ما را در یک جزیره علمی دور افتاده قرار داده بودند.
فشار روانی، اقتصادی و آشفتگی سیستم آموزشی
این مشکلات صرفاً آموزشی نبودند؛ بلکه ابعاد روانی و اقتصادی عمیقی داشتند. "دنیای اقتصاد" در گزارشی با عنوان "آموزش و جنگ" به نابرابری ساختاری و افت کیفیت آموزش آنلاین اشاره کرده و بیان میدارد که کلاسها به نمایشگرهای کوچک منتقل شدهاند. "تابناک" نیز صراحتاً اعلام میکند که «کلاس مجازی حتی در دانشگاه جواب نمیدهد» و از آشفتگی سیستم آموزشی در شرایط جنگی سخن میگوید.
این آشفتگی زمانی به اوج خود رسید که مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا اعلام کردند امتحاناتشان حضوری خواهد بود، در حالی که وضعیت برگزاری امتحانات مقطع کارشناسی به تصمیمگیری استانها موکول شد. این عدم قطعیت و سردرگمی، بار روانی شدیدی را بر دوش دانشجویان گذاشت. دانشجوانی که حتی رفتن به سر کلاسهای مجازی هم برایشان عذابآور بود، ناگهان با چالش امتحانات حضوری و هزینههای رفت و آمد و اقامت روبهرو شدند.
از جبهه علم تا خط مقدم خدمت: روایت ایثار دانشجویان
اما داستان دانشجویان در دوران بحران، تنها روایتگر مشکلات نبود؛ بلکه روایتی از مقاومت، ایثار و تابآوری بود. دانشجویانی که در ترمهای پرالتهاب جنگ، نه تنها بار سنگین تحصیل را به دوش میکشیدند، بلکه در خط مقدم خدمترسانی نیز حضور داشتند. بسیاری از این دانشجویان، که عزیزان، همسایگان و نزدیکان خود را در جریان درگیریها از دست داده بودند، در کنار غم از دست دادن، بار مسئولیتهای اجتماعی را نیز بر دوش میکشیدند.
«از ساعت ۸ صبح تا ۴ یا ۵ بعد از ظهر سر کلاسهای مجازی بودیم. بعد از آن، تازه باید میرفتیم سراغ کارهای جهادی، کمک به نیازمندان، امدادرسانی در هلال احمر یا آتشنشانی. بعضی وقتها حتی وسط فعالیتهای جهادی باید گوشی را برمیداشتیم و سر کلاس حاضر میشدیم.» این بخشی از صحبتهای دانشجویی است که در گروههای جهادی فعال بوده است. او ادامه میدهد: «شبها که به خانه برمیگشتیم، تازه وقت جزوه نوشتن بود. گاهی خستگی آنقدر زیاد بود که حتی صدای بمب و خمپاره هم اجازه خواب راحت را نمیداد. ما زندگی میکردیم، در حالی که صدای جنگ در اطرافمان بود و نگرانی آینده تحصیلی و شغلی نیز مثل خوره به جانمان افتاده بود.»
تحلیل عمیق: جنگ علیه علم و آینده نخبگان
این تجربیات تلخ، تصویری از یک "جنگ خاموش" را ترسیم میکند؛ جنگی که هدفش تضعیف بنیانهای علمی و فکری یک کشور است. دکتر [نام کارشناس روانشناس فرضی]، روانشناس بالینی، در این باره میگوید: «وقتی دانشجو احساس میکند که سیستم آموزشی قادر به ارائه خدمات با کیفیت نیست، از نظر اقتصادی تحت فشار است و آینده شغلی نامعلومی دارد، دچار فرسودگی تحصیلی و ناامیدی عمیق میشود. این وضعیت، حتی اگر به مهاجرت نخبگان منجر نشود، میتواند توان خلاقیت و نوآوری آنها را در بلندمدت به شدت کاهش دهد.»
این فشار روانی و اقتصادی، نه تنها بر دانشجویان، بلکه بر خانوادههایشان نیز سایه افکنده است. مسئولیت تأمین هزینههای تحصیل و معیشت در کنار نگرانیهای امنیتی و روحی، بار سنگینی را بر دوش سرپرستان خانوار گذاشته است.
علیرغم این شرایط دشوار، دانشجویان ایرانی با وجود تمام این سختیها، همچنان به تلاش خود ادامه داده و در صف اول حمایت از سیاستهای دولت بودهاند. این پشتکار، نشان از عمق تعلق خاطر و مسئولیتپذیری این قشر از جامعه دارد، اما این سوال اساسی را مطرح میکند که آیا این همه فداکاری، شایسته پاسخی جز شرایط سخت و طاقتفرسا بوده است؟
آینده در گرو چیست؟
تجربه دانشجویانی که دو ترم تحصیلی خود را در دل جنگ گذراندهاند، کسانی که عزیزان خود را از دست داده و در عین حال، صدای بمب و خمپاره را در شب میشنیدهاند و در طول روز، بین کلاسهای مجازی پرباگ و فعالیتهای جهادی در رفت و آمد بودهاند، حقایق تلخی را برملا میکند. این نسل از دانشجویان، قهرمانان خاموش دوران بحران بودهاند؛ کسانی که علیرغم تمام موانع، علم را پاس داشته و در راه خدمت به جامعه نیز کوشیدهاند.
اینکه آیا این شرایط، "حق" دانشجویان بوده است؟ پاسخ روشن است: خیر. این نسل از دانشجویان، شایسته محیطی امن، باکیفیت و حمایتگر برای رشد و شکوفایی علمی خود بودند. اکنون، وظیفه جامعه و مسئولین است که با درک عمق این فداکاریها و سختیها، راهکارهایی اساسی برای جبران این کاستیها و تضمین آیندهای روشن برای نخبگان کشور اتخاذ کنند. چراکه سرمایهگذاری بر علم و پرورش دانشجویان، در هر شرایطی، ارزشمندترین سرمایهگذاری برای فردای یک ملت است.
خبرنگار: مریم حاجی ربیع
انتهای خبر/



















































