اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

اعلام مکرر انتقادها به خانه موسیقی نشان از بی‌توجهی این نهاد صنفی است
چندی پیش و در پی نامه انتقادی منتشرشده از سوی جمعی از اهالی موسیقی، ایسنا گزارشی را در گفت‌وگو با تنی چند از امضاکنندگان منتشر کرد تا ضمن صحت‌سنجی نامه، نقطه نظرات آنها را جویا شود. پس از انتشار این گزارش، خانه موسیقی توضیحاتی را در راستای پاسخ به این اظهارات، در اختیار ایسنا قرار داد و در بندی به طور مشخص گفته‌های شهرام صارمی ـ آهنگساز و نوازنده کمانچه ـ را «دور از انصاف و خلاف واقع» خواند. اکنون این هنرمند در پاسخ به صحبت‌های خانه موسیقی، متنی را جهت انتشار در اختیار ایسنا قرار داده است. متنی که شهرام صارمی در اختیار ایسنا قرار داده است به شرح زیر است: «مدیر محترم روابط عمومی خانه موسیقی ایران خبرگزاری وزین ایسنا درود و مهر پاسخ خانه موسیقی ایران به انتقاداتی که بارها و بارها از طرف اینجانب و سایر منتقدان و آخرین بار در رسانه خبری ایسنا انتشار یافته است، همچون همیشه بدون هیچ پاسخ و راهکار واضحی به موارد طرح شده است. اینجانب شهرام صارمی که در متن پاسخ شما با عنوان بسیار جالب «فرد مدعی نبود نشست جهت پاسخگویی خانه» نام برده شده‌ام، ضمن اینکه خواهشمندم اگر هویت اینجانب برای شما شناخته شده نیست بفرمایید تا مختصری از فعالیت‌های موسیقی خود را که در بیش از سه دهه به صورت مستمر و جدی انجام داده‌ام برای شما ارسال نمایم. بدین‌وسیله اعلام می‌دارم شاید این متن آخرین باری باشد که به عنوان یک عضو جامعه موسیقی و یا منتقد، خانه موسیقی را خطاب قرار می‌دهم و اساساً با توجه به مطالب زیر از این پس خانه را حامی موسیقی و مرتبط با فعالیت‌های خود نمی‌دانم. چند روز پیش یکی از اعضای ارجمند شورای عالی خانه موسیقی که به ایشان بسیار ارادت دارم و حق استادی بر اینجانب دارند بزرگواری فرموده، تماس تلفنی داشتند و گفت‌وگوی مفصلی انجام گرفت. در این مکالمه بار دیگر مراتب احترام و ارادت قلبی خود را نسبت به پیشکسوتان ارجمند موسیقی ایران اعلام کردم. برآیند این مکالمه برای اینجانب ثابت کرد که خانه موسیقی اساساً نهاد صنفی نیست. با اعتقاد به این موضوع، بدیهی است که هر انتقاد، پیشنهاد و مکاتبه‌ای بدون پاسخ بماند. با توجه به متن پاسخ خانه موسیقی به انتقادات اینجانب که در تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۴۰۰ در خبرگزاری وزین ایسنا منتشر شده است، موارد زیر را یادآوری می‌کنم: ۱- درخصوص نشست‌های ضرب اصول: این جلسات مجموعه نشست‌هایی بود که از سال ۱۳۹۴ در ۱۰ جلسه با دیدگاه منتقدانه به موضوعات و مشکلات مختلف جامعه موسیقی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد. موضوعات متنوع این نشست‌ها شامل: نقد فعالیت‌های ارکسترهای دولتی، نقد جشنواره موسیقی فجر، بررسی مطالبات اهالی موسیقی از دولت دوازدهم، نقد فعالیت‌های دفتر موسیقی وزارت ارشاد و... هم بوده و اولین موضوع ضرب اصول به «بررسی عملکرد پانزده ساله خانه موسیقی» اختصاص داشت که در سه جلسه طراحی شده بود به گونه‌ای که یک جلسه به منتقدان، یک جلسه به مدیران خانه و جلسه سوم به نشست مشترک این‌دو اختصاص یابد. علی‌رغم درخواست و دعوت برگزارکنندگان، مدیران خانه یا نمایندگان ایشان حاضر نشدند در هیچ‌یک از این جلسات حضور یابند. اما مهم‌تر از عدم حضور، لابی‌گری و اعمال قدرتی بود که از سوی ایشان باعث شد اولین جلسه ضرب اصول که برای برگزاری آن تبلیغات کافی و سایر هماهنگی‌ها صورت گرفته بود، با تحت فشار گذاشتن مدیران فرهنگسرا لغو و برگزارکنندگان با سختی فراوان و با چند روز تاخیر نهایتا جلسات یاد شده را در سینما تئاتر قلهک برگزار کنند. دو جلسه این نشست با حضور منتقدان و موسیقی‌دانان شناخته شده‌ای همچون کامبیز روشن‌روان، محمد سعید شریفیان، ساسان فاطمی و... که همگی در دوره‌های مختلفی از دست اندرکاران خانه موسیقی نیز بوده‌اند و جمعی از اهالی موسیقی و رسانه برگزار و جلسه مربوط به مدیران خانه به علت عدم حضور ایشان لغو شد. ۲- درخصوص نمونه‌های عدم پاسخگویی این نهاد در فضایی آزاد و شفاف، علاوه بر جلسات یاد شده در بند فوق می‌توان به موارد زیر نیز اشاره داشت: - بی‌پاسخ گذاشتن ناگهانی پیشنهاد مکتوب گروه بزرگی از منتقدان برای برگزاری جلساتی مشترک با موضوعات مشخص و از قبل تعیین‌شده علی‌رغم موافقت، مذاکرات و هماهنگی‌های اولیه نمایندگان امضاکنندگان نامه با رییس وقت هیات مدیره در سال ۱۳۹۴. - عدم حضور در جلسه ضرب اصول با موضوع «نقد و بررسی جشنواره موسیقی فجر» در دوره‌ای که خانه موسیقی مدیریت این جشنواره را برعهده داشت (۱۳۹۵). - بی‌پاسخ گذاشتن مکرر درخواست بسیاری از منتقدان و اصحاب رسانه برای برگزاری جلسات رو در رو در رسانه‌های مستقل، رادیو یا برنامه‌های لایو در فضای مجازی. ۳- در بند یک پاسختان خود را همواره پاسخگوی منتقدان، مراجعه‌کنندگان و ارباب رجوع خود معرفی و به تریبون آزاد در نشست‌های ماهانه خانه اشاره کرده‌اید و بلافاصله در بند ۲ ادعا نموده‌اید که درخصوص برنامه‌های ضرب اصول انتقاداتی داشته‌اید و در همین جلسات ماهانه من پذیرفته‌ام، چیزی که من به یاد ندارم. در این خصوص لازم نمی‌بینم توضیح دهم که هم پاسخگویی به مراجعه‌کنندگان و هم رسیدگی به امور ارباب‌رجوع از وظایف اولیه‌ و بدیهی هر نهاد، سازمان، اداره و... محسوب می‌شود. اعلام این موضوع در پاسخ خانه موسیقی به اینجانب، غیرضروری است و بدیهی است که اینجانب نیز در محل کارم موظف به پاسخگویی به مراجعان هستم. اما این که اعلام نموده‌اید: «همواره پاسخگوی منتقدان بوده‌اید» آیا اجازه دادن به منتقدان برای سخن گفتن آن‌هم صرفا از طریق تریبون‌های در اختیار خانه را می‌توان با پاسخگویی و اهمیت دادن به انتقادات معادل دانست؟ گویی از نظر شما مشکل منتقدان تنها نبود محلی برای بیان نظراتشان است! اعلام مکرر انتقادات به خانه موسیقی (از جمله متن پیش رو) نشان از بی‌توجهی و عدم پاسخگویی شما به هر گونه انتقاد است. آیا علی‌رغم تمامی درخواست‌های منتقدان جهت تشکیل جلسه‌ای با حضور افکار عمومی جامعه موسیقی و رسانه‌ها برای گفت‌وگو آیا یک بار این درخواست را پذیرفته‌اید؟ در نشست‌های خانه موسیقی چه انتقاداتی مطرح شده و چه پاسخ‌هایی داده شده؟ یادآوری می‌کنم که آخرین درخواست بی پاسخ برای گفت‌وگو با شما مربوط به دو هفته قبل از آخرین انتخابات شماست. اگر یادتان نیست متن یادداشتی را که برای شما نوشتم دوباره ارسال کنم. متاسفانه خانه معمولاً گزارش جلسات خود را به ویژه اگر منتقدی در آن سخن گفته باشد به صورتی جانبدارانه و تحریف‌شده چنان منعکس می‌کند که گویا منتقدان مجاب شده و خودشان پیروز میدان بوده‌اند تا در چنین روزی بتوانند به آن گزارشات خود ساخته استناد کنند که در این رابطه می‌توان به همین ادعای شما در بند ۲ جوابیه خانه موسیقی اشاره کرد. البته اعلام می‌کنم که هنوز معتقدم جلسه‌ای با منتقدان برگزار نشده است و فقط یک‌بار (تاکید می‌کنم فقط یک‌بار)  اینجانب برای ارائه پاره‌ای از انتقادات در محل خانه موسیقی حضور یافته‌ام. البته در آن روز یاد شده نیز سیستم صوتی خانه موسیقی خراب بود و باید فریاد می‌زدم تا بلکه حرف‌هایم شنیده شود. ۴- در رابطه با برگزاری نشست‌های خانه موسیقی و اشاره به برگزاری این نشست‌ها در فرهنگسرای ارسباران لازم است یادآوری کنم که برگزاری این نشست‌ها به صورت مشارکتی بین فرهنگسرای ارسباران و خانه موسیقی پیشنهاد اینجانب بود. این پیشنهاد با توجه به اعتقاد اینجانب به وفاق، همدلی، تشریک مساعی و اینکه در سایه دوستی مشکلات رفع خواهد شد، به خانه موسیقی پیشنهاد داده شد و به مدت یک سال (۱۲ جلسه) در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد و اینجانب صادقانه جهت برگزاری هر چه بهتر این جلسات کوشش کردم. ۵- در متن مصاحبه اینجانب با خبرگزاری ایسنا بخشی از انتقادات خود را در خصوص انتخابات اخیر خانه اعلام نموده‌ام و به اختصار بیان می‌کنم: - چرا انتخابات آنلاین برگزار نشده است؟ - چرا کاندیداها در روز انتخابات و پای صندوق رای معرفی می‌شوند؟ - چرا هیچ گزارشی از برگزاری انتخابات، تعداد شرکت کنندگان و... اعلام نشده است؟ تعویق مکرر در انتخابات را به گردن شیوع بیماری کرونا نیندازید. با یک جست‌وجوی ساده می‌توان دریافت که نهایتاً انتخابات را در یکی از بدترین و سیاه‌ترین زمان‌ها از نظر شیوع این بیماری برگزار کرده‌اید. دلایل شما برای عدم برگزاری آنلاین انتخابات هرچه باشد نمی‌تواند توجیهی قابل قبول برای به خطر انداختن جان اعضا و یا انصرافشان از حضور در پای صندوق‌ها به واسطه حفظ سلامتی‌شان باشد. ۶- به نشست مورخ ۲۶ فروردین سال ۱۳۹۷ اشاره نموده‌اید. در آن نشست چه مواردی مطرح شد و از طرف خانه موسیقی در خصوص آن موارد چه اقدامی انجام شد؟ بخشی از منتقدان در این جلسه به خاطر ارادت و احترام کامل و همیشگی ایشان به استاد فرهاد فخرالدینی و سایر پیشکسوتان موسیقی با هدف همدلی که ایشان مطرح کرده بودند در خانه هنرمندان حاضر و محترمانه بیانیه‌ای را قرائت کردند. موضع مدیرعامل خانه به جای توجه به خواسته‌ها و مطالبی که منتقدان در آن بیانیه عنوان کرده بودند در اولین نشست خانه موسیقی که در سایت آن نهاد هم منتشر شد، چه بود؟ و چرا روابط عمومی خانه از انتشار پاسخ نمایندگان آن گروه از منتقدان به این موضع جناب نوربخش علیرغم تصریح قانون و الزام اخلاق رسانه‌ای سر باز زد؟ ۷- درباره موضوع کانون سازندگان ساز گویا اطلاعات کافی در دست ندارید و لازم است توجه شما و خوانندگان این متن را به موارد زیر که در بند ۵ نامه اشاره شده در بند فوق (بند ۶) که منتشرش نکردید نیز سوال شده بود جلب کنم: در سال ۱۳۸۹، و بعد از انتخابات کانون سازسازان خانه موسیقی و به‏‌رغم رسیدگی به شکایات معترضان و تأیید بازرس وقت خانه موسیقی (به‏عنوان مسئول برگزاری انتخابات، طبق اساسنامه) و قانع‏‌شدن معترضان، هیات مدیره وقت خواستار برکناری رییس آن کانون شد و برای این منظور، یک کمیته داوری تشکیل داد. کمیته یادشده، بدون ارائه آیین ‏نام‌ه‏ای و به‏ صرف برخی ادعاها، ابتدا به تعلیق رییس کانون سازسازان و سپس کل اعضای هیات مدیره کانون رأی داد و در ادامه هیات مدیره با انتصاب افرادی جایگزین نسبت به اداره این کانون اقدام نمود، این در حالی است که: الف: تغییر هیات مدیره کانون‌ها جزو اختیار هیات مدیره قرار نمی‌گیرد. چرا که اعضای هیات مدیره کانون‌ها خود جزو مجمع عمومی هستند که هیات مدیره اصلی را تعیین می‌کنند. ب: در اساسنامه خانه موسیقی هیچ‏جا کلمه «تعلیق» وجود ندارد. ج: رأی صادره، علی‏رغم درخواست‌‏های مکرر از سوی هیات مدیره کانون سازندگان ساز هرگز به ایشان ارائه و ابلاغ نشد. د: علی‌رغم درخواست هیات مدیره و منتقدان تا کنون صورتجلسه این تصمیم کمیته مذکور نیز ارائه نشده است. ه: مطابق اساسنامه، هیات مدیره و کمیته داوری خانه موسیقی رأساً چنین اختیاری ندارد. و. به فرض وجود چنین اختیاری، هیات مدیره می‌‏بایست در اولین فرصت، نسبت به برگزاری مجمع عمومی و انتخابات جدید کانون سازسازان اقدام می‏کرد و هیات مدیره این کانون، همانند کانون‏های ده‏گانه خانه موسیقی، تنها باید از طریق برگزاری مجمع عمومی و انتخابات برگزیده شوند و به امور کانون رسیدگی کنند و نه با انتصاب از طریق هیات مدیره یا مدیر عامل. ۸-  در بند ۴ به «نتایجی هر چند کوچک نظیر هنرکارت، تقبل بخشی از حق بیمه هنرمندان، بیمه تکمیلی و اخیرا نیز ارائه تسهیلات از طریق صندوق اعتباری هنر» اشاره داشته‌اید. جامعه موسیقی آگاه است که موارد نام برده‌ شده مشخصا توسط صندوق اعتباری و آن هم برای هنرمندان تمامی رشته‌های هنری، اصحاب رسانه و... در نظر گرفته شده است و به همت و تلاش خانه موسیقی ارتباطی ندارد. تنها، حضور مدیرعامل خانه موسیقی در هیات مدیره صندوق اعتباری هنر باعث شده تا بتواند به راحتی اقدامات آن نهاد را به نام خانه موسیقی رقم بزند و اعتراضی نشنود. اگر اینگونه بوده چرا در اظهارات مدیران، سایت و کانال‌های رسمی صندوق اعتباری هنر هیچ اشاره‌ای به این نقش کلیدی(!) خانه موسیقی نشده است؟ چگونه است که در سال جاری اهالی تئاتر با حمایت نهاد صنفی خود برای بیمه تکمیلی نصف مبلغ هنرمندان موسیقی که خانه‌شان خود را مبتکر این حمایت‌ها معرفی می‌کند پرداختند؟  شما که در پاسخ اینجانب (فرد مدعی نبود نشست جهت پاسخگویی خانه) خود را نماینده جامعه معزز موسیقی کشور معرفی می‌کنید، ای کاش به جای اینکه منتظر اقدامات دیگران باشید تا آن اقدامات را به‌واسطه ارتباطات و نفوذتان به نام خود کنید، در کنار انتشار مستندات تلاش‌ها و برنامه‌های آتی خود برای حل مشکلات جامعه موسیقی، اسناد و آمار مربوط به اعضا و انتخابات خود را نیز شفاف، کامل و مستند منتشر کنید تا به صحت ادعایتان مبنی بر نمایندگی جامعه موسیقی آگاه شویم. ۹- از بند شش پاسخ شما بسیار خرسند شدم که منتقدی از زبان شما سخن می گوید. درخواست دارم که با انتشار مکاتبات و اقداماتتان درباره موسیقی بانوان و مشکلات این گروه از هنرمندان، جامعه موسیقی را آگاه فرمایید. راستی اشاره شما به بیان شدیداللحن سخنگوی خانه احیانا همان سخنرانی جشن خانه موسیقی نیست که بلافاصله توسط خانه و در سایت رسمی آن نهاد نظرات شخصی ایشان و نه موضع خانه موسیقی عنوان شد؟ ۱۰- شما درخصوص قانون دریافت ۱۰% از فروش بلیط کنسرت‌ها که توسط وزارت ارشاد ارائه و سپس در کمیسون فرهنگی مجلس رد شد و دوباره پس از مدتی از طریق کمیسیون تلفیق به تصویب رسید، چه اقدامی انجام دادید؟ شما که خود را نهاد صنفی هنرمندان موسیقی می‌دانید چرا در جلسه کمیسیون فرهنگی مجلس که حضور داشتید به این موضوع اعتراض نکردید؟ اعتراض به این موضوع توسط یکی از افراد واقعاً دلسوز موسیقی که ادعایی هم ندارد صورت گرفت. اگر به یاد ندارید صورتجلسه کمیسیون فرهنگی مجلس را تقدیمتان نمایم. بار دیگر تاکید می‌نمایم که برای ارتقای نقش خانه موسیقی و فعالیت‌های خود با منتقدانتان گفت‌وگو داشته باشید. این حرف از سر صدق است، همان صداقت، یکرویی، شجاعت و صراحتی که در من سراغ دارید. ضمن ابراز ارادت و احترام کامل به ساحت هنر موسیقی، استادان و پیشکسوتان ارجمند و بزرگوار این هنر گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست آنچه البته به جایی نرسد فریاد است بدرود شهرام صارمی ۲۸ دی‌ماه ۱۴۰۰» انتهای پیام انتهای پیام