چرا تئاتر ایران تا این اندازه به اقتباس از ادبیات غربی وابسته شده است؟ آیا کمبود متن، ضعف در روایت یا ناتوانی در بازخوانی میراث ادبی خودمان باعث شده تا هنرمندان عرصه نمایش ما بیشتر به سراغ ساراماگو، شکسپیر، بکت و چخوف بروند تا فردوسی، عطار، نظامی، بیهقی و...؟ آثاری که پتانسیل تبدیلشدن به آثار هنری نهتنها در حوزه تئاتر، بلکه در پویانمایی، فیلم سینمایی و... را نیز دارند.