گاهی قهرمانان، نه شنلی بر دوش دارند و نه نامشان بر سر زبانهاست، تنها با آژیر ممتد آمبولانسی شناخته میشوند که سکوت شهر را میشکند و با هر ثانیهای که میگذرد، میان مرگ و زندگی مسابقه میدهد، آنان نخستین دستانی هستند که بر پیکر یک مصدوم مینشینند، نخستین چهرههایی هستند که در تلخترین لحظات زندگی انسانها حاضر میشوند، بیآنکه بدانند پایان مأموریتشان اشک است یا لبخند.