گلوله و زندگی؛یادداشتی درباره کتاب «جادههای ناتمام»
وقتی عملیات میشد کابوس ما آمدن پیکی بود که خبر شهادت فرماندهی را میآورد. اول که صدای دویدن در پلهها میآمد تنمان میلرزید که الان زنگ کدام خانه را میزنند و خبر شهادت عزیز کدام خانواده را میدهند.