در روزهایی که آسمان، غبار جنگ داشت و دلیرمردان این سرزمین در دفاع از وطن ایستاده بودند، «محمدحسین شهریاری»، رزمندهای از تبریز، آرام و بیصدا خود را برای معرکه عشق آماده میکرد؛ نه با هیاهو و فریاد، بلکه با اشکهایی که کنار مزار خالی دوستش میریخت و با نگاهی که از این دنیا عبور کرده بود. دخترش هنوز آن لحظهها را به یاد دارد؛ وقتی پدر کنار مزاری بینام ایستاد، گریه کرد و گفت: «اینجا مدفن من خواهد شد» و شد؛ چند ماه بعد همانجا، کنار همان دوست، در همان نقطهای که دلش آرام میگرفت، به خاک سپرده شد، …