در پیچ و خم توسعه سریع شهری و افزایش بیسابقه مصرفگرایی در دهههای اخیر، یک بحران خاموش اما فراگیر، زیر سایه زندگی روزمره ما در حال رشد بوده و آن بحران مدیریت پسماند است. این بحران، اگرچه در ابتدا یک مسئلهی نظافتی به نظر میرسد، اما اکنون به یک چالش اصلی در پایداری ملی، سلامت عمومی و کارایی اقتصادی تبدیل شده است. تفکیک زباله از مبدأ، تنها راهبرد مؤثر برای مهار این بحران است و نقش آن از یک «انتخاب» به یک «الزام استراتژیک» ارتقا یافته است.