
آزار جنسی آنلاین حاصلجمع تبعیضهای قدیمی و فناوریهای جدید است. برای مقابله با آن، راهحل باید چندلایه باشد؛ قانون شفاف و بهروز که مسئولیت را تعیین کند، پلتفرم پاسخگو که حذف سریع و طراحی ایمن را جدی بگیرد، آموزش سراسری که از کودکی سواد رضایت و مرزبندی را آموزش دهد، شبکههای حمایتی که در نخستین ساعات کنار قربانی بایستند و رسانهای که روایت را از مقصرسازی به همیاری جمعی تغییر دهد.
به گزارش ایسنا، به نقل از هم میهن، زیست همه انسانهای معاصر و بهخصوص نوجوانان دیگر محدود به جهان عینی نیست و جهان مجازی بخش بزرگی از زیست را تشکیل میدهد. از این رو آموزش رفتار بهخصوص صحبت درباره آزارهای جنسی برای دختران و پسران نوجوان، در فضای مجازی باید عملی و بیقضاوت باشد.
نخست باید دربارۀ مفهوم رضایت حرف زد؛ رضایت همیشه آگاهانه، آزادانه و قابل پسگرفتن است و در فضای دیجیتال هم مصداق دارد. آموختن اینکه «نه» گفتن حق است و «سکوت» به معنای «بله» نیست و اینکه رضایت برای دیدن یک تصویر به معنای رضایت برای ذخیره، بازنشر یا ارسال دوباره نیست، پایهایترین مهارت است. این آموزهها باید با مثالهای واقعی از چت و دایرکت و گروههای درسی همراه شود تا نوجوان بداند در موقعیتهای روزمره چه میکند.
دوم، سواد تصویر و رسانه ضروری است. نوجوانان باید بفهمند تصویر صمیمی، هرچند «خودافشا» باشد، همچنان متعلق به صاحب تصویر است و بازنشر آن بدون رضایت، آزار، و در بسیاری از کشورها جرم است. باید دربارۀ دیپفیکها، نشانههای دستکاری تصویر و راههای تشخیص و گزارش آموزش دید. آشنایی با ابزارهای حذف مبتنی بر هش، مانند StopNCII و سرویسهای مخصوص افراد زیر 18 سال مانند Take It Down، باید بخشی از برنامۀ درسی مهارتهای دیجیتال باشد تا نوجوان بداند اگر خطا کرد یا تحت فشار تصویری را فرستاد، هنوز راهی برای کاهش آسیب وجود دارد.
سوم، مهارتهای مرزبندی ارتباطی را تمرین کنیم. تنظیمات پیام در پلتفرمها، محدود کردن دریافت پیام از حسابهای ناشناس، استفاده از فهرستهای محدود، بستن دیدگاهها در پستهای حساس و شناخت نشانههای آزار مانند اصرار، تهدید ضمنی و جنسیسازی ناخواسته از پایههای ایمنیاند. در کارگاههای مدرسه میتوان شبیهسازی گفتوگوها را اجرا کرد؛ چگونه به درخواست تصویر پاسخ منفی بدهیم، چگونه تهدید به انتشار را بیپاسخ بگذاریم و همزمان شواهد را ثبت و کمک بخواهیم و چطور بدون قضاوت، به دوستمان که آزار میبیند، کمک کنیم.
چهارم، برای پسران باید از «مسئولیت» حرف زد. آموزش به پسران نباید فقط فهرست ممنوعیتها باشد، بلکه باید مفهوم «همراهی فعال» را منتقل کند؛ نهی از بازنشر تصاویر، گزارش محتواهای آزارگرانه، دخالت بیخطر در گفتوگوها برای حمایت از قربانی و یادگیری اینکه شوخی جنسی بدون رضایت شوخی نیست، آزار است. پسران باید بفهمند الگوریتمها با هر کلیک و بازنشر تقویت میشوند، پس هر بار دیدن و ارسال تصویر آزارگرانه به چرخۀ خشونت کمک میکند. وقتی پسران یاد بگیرند دوستشان را از فشار همسالان برای گرفتن تصویر صمیمی بیرون بکشند، شبکههای آزار تضعیف میشود.
پنجم، سواد هیجانی و تابآوری را جدی بگیریم. نوجوان باید بداند که اگر آزار دید، مقصر نیست و حق دارد خشمگین یا ترسان باشد. باید بداند که راه کمک وجود دارد؛ از جمله گفتوگو با مشاور مدرسه، تماس با خانواده یا بزرگسال مورد اعتماد، مراجعه به خدمات مشاورۀ آنلاین یا حضوری و در صورت امکان و امنیت، گزارش در پلتفرم یا مسیرهای رسمی. تمرینهای سادۀ تنفسی، مدیریت استرس و نوشتن وقایع برای مستندسازی هم کمککنندهاند. این تمرینها وقتی در کلاسهای مهارت زندگی با مثالهای دیجیتال همراه شود، به راهکارهای ملموس بدل میشود.
ششم، برای والدین و معلمان نیز برنامۀ آموزشی لازم است. والدینی که با فناوری آشنایی ندارند، باید با تنظیمات پایۀ گوشی و پلتفرمها، مفهوم هشدارها و مسیرهای گزارش آشنا شوند. معلمانی که با نسلی روبهرو هستند که مرز میان خصوصی و عمومی را متفاوت میفهمد، باید ابزارهای گفتوگو و همدلی را در اختیار داشته باشند. اگر بزرگسالان به جای سرزنش، شنیدن و همراهی را انتخاب کنند، نوجوانان زودتر و صریحتر کمک میخواهند.
در نهایت، آزار جنسی آنلاین حاصلجمع تبعیضهای قدیمی و فناوریهای جدید است. برای مقابله با آن، راهحل باید چندلایه باشد؛ قانون شفاف و بهروز که مسئولیت را تعیین کند، پلتفرم پاسخگو که حذف سریع و طراحی ایمن را جدی بگیرد، آموزش سراسری که از کودکی سواد رضایت و مرزبندی را آموزش دهد، شبکههای حمایتی که در نخستین ساعات کنار قربانی بایستند و رسانهای که روایت را از مقصرسازی به همیاری جمعی تغییر دهد.
مسیر دشوار است، اما تجربههای موفق در جهان نشان میدهد که میتوان میدان را از آزارگران پس گرفت و حضور زنان را در فضای عمومی دیجیتال امنتر، پایدارتر و اثربخشتر کرد.
منبع : ایسنا

















































