اقتصاد توسعه بهعنوان یک زیرشاخه مستقل علم اقتصاد، بهتدریج کارکرد و مرزهای کلاسیک خود را از دست داده است. از یکسو، نقشه فقر و طبقهبندیهای درآمدی جهان طی سه دهه اخیر بهگونهای تغییر کرده که تمرکز سنتی اقتصاد توسعه بر کشورهای کمدرآمد دیگر واقعیت غالب فقر جهانی را توضیح نمیدهد. از سوی دیگر، همگرایی روششناختی در اقتصاد باعث شده ابزارها و استانداردهای اقتصاد توسعه عملاً با سایر حوزهها یکسان شود و تمایز روششناختی آن رنگ ببازد. نتیجه این دو روند، تضعیف ضرورت و امکان حفظ اقتصاد توسعه بهعنوان …