چهارشنبه / ۲۷ خرداد / ۱۴۰۵ - 17 June, 2026
 سایت جماران / ۱ ساعت قبل

یک جان در دو بدن؛ روایتی از عاشورای مدرسه میناب/ بسیاری از پیکرها قابل‌شناسایی نبودند/ اگر تکه‌ای از بچه‌ها پیدا می‌شد، همه می‌دویدند/ مردم با دست‌هایشان تکه‌های بدن بچه‌ها را جمع می‌کردند

 یک جان در دو بدن؛ روایتی از عاشورای مدرسه میناب/ بسیاری از پیکرها قابل‌شناسایی نبودند/ اگر تکه‌ای از بچه‌ها پیدا می‌شد، همه می‌دویدند/ مردم با دست‌هایشان تکه‌های بدن بچه‌ها را جمع می‌کردند
سفر پدر، در راهروهای سردخانه به پایان رسید؛ جایی که بی‌رحمانه‌ترین بخش ماجرا در انتظارش بود. او شروع به باز کردن کاورها کرد، یکی پس از دیگری. «بدن‌ها خیلی سوخته بود. برای همین باید با نشانه‌های کوچک تشخیص می‌دادیم. بعضی کاورها را که باز می‌کردیم، می‌دیدیم فقط یک‌دست داخلش است یا یک پا. خیلی‌ها اصلاً صورت نداشتند.»