سیاست، در زمان و زمانه ما، بیش از هر زمان دیگر، به دانش و هنر و فن حقهبازی تبدیل شده است؛ از این منظر، آنکه حقهبازیاش بیشتر، سیاستش کارآمدتر و قدرتش بیشتر. اما گاه در عرصه سیاست، با حقهبازانی مواجه میشویم که هیچ باکشان از باختن هرچه هستشان نیست، و همواره در هوس حقهبازی دیگر هستند. سیاست، در نزد اینها، توالی حقهبازی است، و دیگر هیچ. گویی، از احساس حقهبازبودگی، لذت (یا ژوئیسانس) میبرند.