در چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی ایران تجربهای را از سر گذرانده که با بسیاری از الگوهای شناختهشده علوم اجتماعی مدرن تفاوت دارد. علوم اجتماعی مدرن ــ از سیاست و فلسفه گرفته تا جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی ــ عمدتا بر این پیشفرض استوار بودهاند که فهم و هدایت جامعه در اختیار نخبگان است و آنان به دلیل برخورداری از دانش تخصصی، «یک سر و گردن» بالاتر از تودههای مردم قرار میگیرند اما انقلاب اسلامی ایران از ابتدا بر اراده مردم عادی شکل گرفت؛ نه بر محور نخبگان سیاسی و دانشگاهی.