ساعت هنوز به ۱۰صبح نرسیده بود که تلفن روی میزم زنگ خورد. صدای کشدار زنگ، مثل همیشه، خبر از یک روز معمولی نمیداد. تجربهام در سالهای کار در پلیس آگاهی به من یاد داده بود که بعضی تماسها، مسیر یک پرونده را عوض نمیکنند، مسیر زندگی آدمها را عوض میکنند. گوشی را برداشتم. اپراتور گفت: «یک خانم میانسال آمده، اصرار دارد حتما با افسر جنایی صحبت کند. میگوید پسرش ناپدید شده.»