همیشه اول مهر که میشود معضل خیلی از ما ساعت خوابمان است. سی و یک شهریور وقتی لباس فرم را اتو زدیم و کیفمان مرتب و حاضر است، به رختخواب میرویم تا صبح فردا با گریه و جیغهای مادرمان از ترس دیر شدن بیدار نشویم. اما مشکل اینجاست که در پتو غلت میخوریم و خواب به چشممان نمیآید چون سه ماه تابستان خیلی از ما شبها را تا موقع شنیدن صدای جاروی رفتگر محله و حتی طلوع آفتاب، خوش گذراندهایم و به قول خانواده تا لنگ ظهر خوابیدهایم.