استمرار تمدنی ایران (Iranian Continuity) در مطالعات شرقشناسی و تاریخنگاری معاصر نه به مثابه یک توالی تقویمی ساده بلکه در قالب یک منظومه ساختارمند تحلیل میشود که توانسته از خلال گسستهای حاد تاریخی، هسته سخت هویت خود را بازسازی کند. این پویایی در وهله نخست، ریشه در اصالت سرزمینی و تشخص یافتن ایده «ایرانشهر» دارد؛ مفهومی که گراردو نیولی آن را فراتر از مرزبندیهای قومی، به مثابه یک آرمان سیاسی_قلمروی واحد تبیین میکند. (نیولی، ۱۳۷۳، ص ۸۵)