گفت رفته بودیم یکی از روستاهای کرمان اردوی جهادی. دخترها در مدرسه شبانهروزی اقامت داشتند. روز سوم چند نفر از دخترها آمدند و گفتند خانم قرار است با کاروان برویم قم و جمکران. داشتند خداحافظی میکردند که دیگر در اردو نخواهند بود. به شوخی گفتم قم و جمکران که نزدیک است، پسفردا بیایید. دخترها چند لحظه ساکت شدند، یکی از آنها گفت: خانم از کرمان تا قم راه زیاده.