خاورمیانه... گاهی به نظر میرسد شبیه یک ساعت شنی غولپیکر باشد که کشتزارهای امید را به مرداب ناامیدی تبدیل میکند. هر لحظه که میگذرد، آدمها از دست میروند و شنهای درون ساعت، بیتفاوت جابهجا میشوند. هر رفتنی، ردپایی از خود بهجا میگذارد اما تفاوت اینجاست: شنها دوباره به جای خود بازمیگردند اما آدمها... آنها هرگز برنمیگردند. داستانشان در یک تیتر خلاصه میشود: «ساکن خاورمیانه».