پسرم دانشجوی دانشگاه یاسوج بود و به یک سال نکشیده مسئول بسیج دانشجویی این دانشگاه شد. تابستانها هم به خانه نمیآمد و به اردوی جهادی میرفت. با دوستانش بیشتر کارهای فرهنگی و جهادی میکردند. یکبار سه اتوبوس از دانشگاه به راهیاننور برده بود. در دانشگاه مراسم برگزار میکرد و بارها با دیگر دانشجوها به اردوهای جهادی میرفتند