مامان رفتی گلزار شهدا دعا کن من شهید بشوم، گفتم: حرف نزن امیر، قسم داد، گفت: نه مامان تو را به خدا دعا کن من شهید بشوم، گفتم: باشه دعا میکنم بعد از ۱۲۰ سال شهید بشوی، بعد که رفتیم بهشت زهرا، رفتم سر مزار شهید رجایی، خودم هر وقت حاجتی داشتم متوسل میشدم به شهید رجایی، به شهید رجایی گفتم پسرم خواسته برایش دعا کنم شهید بشود، من هم این دعا را میکنم و به شما متوسل میشوم بعد از ۱۲۰سال با شهادت از این دنیا برود