مادر شهید: وقتی پسرم ۱۷ سالش شد، در یزد زندگی میکردیم. متوجه شد که نیروی دریایی ارتش در حال استخدام نیرو است. با محمد رفتیم به دفتر استخدام نیروی دریایی. کمد ویترینی آنجا بود که داخلش کلاه و یونیفرم لباس نظامی گذاشته بودند. محمد سریع به طرف آن کلاه رفت و عکسش را انداخت. به من گفت: «مامان نگاه کن ببین چقدر خوشگل است و چه ابهتی دارد»