خیلی وقتها به من میگفت: دعا کن عاقبتبخیر شوم. هر وقت زیارت میرفتیم یا درشبهای پنجشنبه هیئت میرفتیم یا در روز عرفه و شبهای قدر، برایم پیامک میفرستاد و مینوشت: «حلالم کن، دعا کن برایم، دعا کن عاقبتبخیر شوم.» من همیشه فکر میکردم منظورش از عاقبتبخیری، پایان خوب زندگی است. اما بعدها فهمیدم که منظورش شهادت بود