درگیری سنگین بود. خط اول دشمن سقوط کرد، بعد خط دوم. تا صبح صدای تیر و انفجار قطع نشد. صبح که هوا روشن شد، زمین پر از جنازه سربازان عراقی بود. تجهیزات، وسایل شخصی و ادوات جنگی همه جا پخش شده بود. هفتهها بعد، همان صدای معروف از بیسیمها و بلندگوها پیچید: توجه فرمایید... خرمشهر، شهر خون، آزاد شد