آفتاب داغ و زردرنگ، روی محوطه خانه حنیفا پهن شده، خانهای که سالهاست برای کودکان کورههای آجرپزی، پناهگاهی امن و جایی برای نفس کشیدن است. یعنی همان جایی که میتوانند چند ساعتی کودکی کنند و بار سنگین زندگی را از روی شانههای کوچکشان روی زمین بگذارند