ترس از خیابانهای شهر/ روایت از یک تعرض جنسی در خیابانهای مرکز شهر و رفتار توبیخگرانه مراکز بیماریهای رفتاری تا درهای نیمهبسته قانون
از ترس خشکم زده بود، شوکه بودم و هیچ کاری نمیتوانستم انجام دهم، فقط دلم میخواست زودتر به خانه برگردم، حمام کنم و تنم را بشویم، نمیخواستم هیچکس من را در چنین شرایطی ببیند. اگر همسایهها من را میدیدند احتمالا تا وقتی که در آن محل هستم انگشتنما میشدم...