داستان باز و سهره ها/ اگر خوبی بلد نیستی، دستکم بدی هم نکن
وقتی باز پس از ساعتها پرواز و شکار ناموفق، خسته و گرسنه به لانهی خود بازگشت، انتظار داشت آرامشی بیابد و شاید اندکی استراحت کند. اما به محض رسیدن، چشمهای تیزبینش منظرهای غیرمنتظره را دید: چند جوجهی سهره در آشیانهاش لابهلای پرها و شاخههایش میلرزیدند...