چهارشنبه / ۶ اسفند / ۱۴۰۴ - 25 February, 2026
 سایت خبرفوری / ۳ ساعت قبل

داستان لحظه‌ای پیش از مرگ/ لمسِ سایه‌یِ مرگ و هدیه‌یِ امپراتور به پیرمردِ پوست‌فروش

 داستان لحظه‌ای پیش از مرگ/ لمسِ سایه‌یِ مرگ و هدیه‌یِ امپراتور به پیرمردِ پوست‌فروش
بارانِ گلوله و سوزِ سرمای روسیه، کوچه‌های شهر کوچک را به جهنمی یخی تبدیل کرده بود. در میانِ هیاهوی عقب‌نشینی و شیهه‌ی اسب‌ها، سرنوشت بازیِ عجیبی با ناپلئون بناپارت کرد؛ او از محافظانش جدا افتاد. چند قزاقِ روسی، با آن کلاه‌های پوستی بلند و نیزه‌های تشنه‌ی خون، سایه‌ی امپراتور را شناسایی کردند. تعقیب و گریزی نفس‌گیر در کوچه‌های هزارتوی شهر آغاز شد که در نهایت ناپلئون را به یک بن‌بستِ متروک کشاند....