داستان گربه روزه دار از کلیله و دمنه: عاقبت دادخواهی نزد دشمن، نابودی و تباهی است
روزی روزگاری در دامنه کوهی، گروهی از مرغان وحشی زندگی میکردند. در میان آنان، زاغی بود که بر فراز درختی آشیانه داشت و کمی پایینتر از او، کبک دری خانه کرده بود. این دو همسایه با هم انس گرفته بودند و بیشتر اوقات فراغتشان را با گپ و گفت و دوستی میگذراندند...