روزی روزگاری، در سرزمینی پهناور که دشتهای سبز آن تا افق امتداد داشت، پادشاهی قدرتمند با وزیران، سرداران و نزدیکانش برای شکار از قصر بیرون زد. آن روز، آسمان صاف بود و باد ملایمی بر یال اسبها میوزید. صدای سم اسبان و خنده و گفتوگوی همراهان، فضای دشت را پر کرده بود....