افسانه نوش آفرین گوهرتاج/ قصهی دختری از دمشق و شاهزادهای از یمن که در میانهی طوفان به هم رسیدند/ قسمت دوم
ملک ابراهیم و خان محمد آن شب پیش حمید ماندند و فردا سوار شدند و حرکت کردند به طرف دمشق. نزدیک شهر که رسیدند، ملک ابراهیم گفت که باید بروی به شهر و جایی برای اقامت تهیه کنی. حمید قبول کرد و به شهر رفت و خانهای اجاره کرد و برگشت. ملک ابراهیم همراه خان محمد و حمید وارد شد و در آن خانه اقامت کرد....