شاهزاده فرمانفرما با عجله نزد والد نگارنده که امام مسجد مادر او بود آمد و نیت خود را اعلام داشت. پدرم پرسید: قصد دارید بیمارستانی بسازید؟ فرمانفرما فرمود: خیر، میخواهیم خانهای بنا کنیم که در آن مایه آبله بیزیانی بسازند و سگهار گزیدهها را درمان کنند و با امراض مقاربتی مبارزه نمایند و بالاخره برای تمام امراض انسانی و حیوانی مایههای مبارزه و معالجه فراهم آورند.