داستان درویش خیال باف از کلیله و دمنه/ داستان مردی که یک کوزه داشت و هزار آرزو
مرد بازرگانی بود که کارش خریدوفروش روغن بود و در همسایگی خانه او هم درویش سادهلوحی منزل داشت که از مال و دولت بیبهره بود و چون کاری و شغلی نداشت؛ با قناعت، زندگی میکرد و معروف بود که آدم نجیب و خوشقلبی است.