سینمای ایران به دلایل متعددی همواره در بازنمایی مفهوم «قهرمان» با چالش جدی مواجه بوده است؛ چالشی که صرفاً در ارتباط با محدودیتهای بیرونی تعریف نمیشود و بیش از هر چیز در ضعفهای درونی مربوط به حوزههای فیلمنامهنویسی و کارگردانی ریشه دارد. در بسیاری از آثار، قهرمان یا در قالب شخصیتی شعاری، تکبعدی و از پیشساخته عرضه میشود و یا ابعاد وجودی او آنقدر در هالهای از تقدس و اغراق فرو میرود که امکان لمس انسانی و همذاتپنداری را از مخاطب سلب میکند.