در تاریخ ادبیات معاصر ایران، چهرههایی هستند که سرنوشتشان خود به تنهایی روایتی تأملبرانگیز از فرازونشیبهای فرهنگی این سرزمین به دست میدهد. فریدون توللی یکی از برجستهترین و در عین حال غمانگیزترین نمونههای این قاعده است. کسی که در اوج جوانی، پیشاهنگ طراز اول شعر نو بود؛ کسی که «رها» و «التفاصیل» او بالاترین پایگاه ادبی نسل خویش را رقم زد؛ و کسی که در نیمه دوم عمر، چنان از آن جایگاه رفیع فرو افتاد که مرگش با «کرسی سکوت» پذیرفته شد.