شاهنامه را نباید صِرفاً گزارشِ نبردها و لشکرکشیها دانست؛ بلکه این اثر در بطن خود کتاب صلح است که از مسیر جنگ میگذرد. فردوسی، حکیمی است که ضرورتِ تلخِ رزم را برای حفظِ داد میپذیرد، اما همواره دل در گروِ جهانی دارد که در آن خرد بر خشم چیره شود. صلح در شاهنامه، نه به معنای تسلیم در برابر بیداد، بلکه به معنای رسیدن به چنان بلوغی از خرد است که شمشیر را در نیام نگاه دارد.