خاتمه جنگ و دستیابی به تفاهم میان دو خصم دیرینه، پیش از هرچیز نیازمند واکاوی روانشناختی-سیاسی عبور از وضعیت منازعه به صورتبندی جدیدی از تفاهم میباشد. چراکه گذار از وضعیت «شبهجنگ» به ساختار تفاهم و تنشزدایی، صرفاً یک دگرگونی دیپلماتیک یا جابهجایی در فرمولهای بوروکراتیک نیست؛ بلکه یک «گذار هویتی-روانی» است که عمیقترین لایههای اجتماعی، سیاسی و هویتی یک ملت را بازآفرینی میکند.