میتوان این مقال را با این کلام به پایان برد که بازیگردانهای بازی قربانی و بلاگردان، نهایتا توسط بازی خویش بازی میخورند و توسط خویش قربانی میشوند. به بیان دیگر، بلاگردانِ قربانیساز، خودش است. اگر میخواهد از دهشت دریاهای هول و هایل و خشم طوفانها و تفتهدوزخها رهایی یابد، باید از سر میز بازی شطرنج خویش برخیزد. اگر میخواهد خشم و خشونت همگان را علیه خود هدایت و مهار کند، باید بر خود خشونت ورزد و به این واقعیت تلخ تن دهد که مشکل اوست و اوست که باید از میان برخیزد.