بدین ترتیب، تجربه جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد که یک نظام سیاسی میتواند بدون اتکای صرف به رهبری فردی، از دل بحرانهای عظیم عبور نموده و حتی مستحکمتر از پیش ظاهر شود. این تجربه، یک موردکاوی منحصربهفرد برای نظریهپردازی در باب «حکمرانی مشارکتی‑دینی» و «نهادسازی انقلابی» است که شایسته مطالعة عمیق در محافل علمی است. الگوی نظری پیشنهادی در این یادداشت، گامی مقدماتی در این مسیر است و امید میرود با پژوهشهای تطبیقی و میانرشتهای آتی، غنای بیشتری یابد.