تا زمانی که فکر میکنیم راه نجات در «اصلاح دولت» یا «بهتر کردن قوانین» است، در تلهی انتزاع هستیم. راه نجات این است که بفهمیم قدرت، نه در دست دولت است و نه در دست قانون، بلکه در «روابط مادی و واقعیِ تولید» است. ما باید از «شیء» بودن خارج شویم و دوباره «انسان» شویم... «سرمایهداری قدرت ما را دزدیده و آن را در یک دنیای خیالی و انتزاعی به نام «سیستم»، «دولت» و «بازار» قرار داده است؛ به گونهای که ما دیگر حس نمیکنیم صاحب قدرت هستیم (بیتنی). اما راه نجات در این است که دوباره به «حواس» خودمان اعتماد …