پدر تنبک ایران: توی محل همش تف و لعنت بود، مردم روشون را از من برمیگردوندن/ پدرم گفت: «مگه مسلمون هم ضرب میزنه؟»
همانطور که عرض کردم ضربگیر توسریخور بود. مثلا اگر با خانم قمر خانم یا ملوک ضرابی میرفتیم جایی، من باید میرفتم ناهارم را جای دیگه میخوردم! توی اتاق پیش میهمان، ضربگیر را راه نمیدادند، کسرشان میآمد.