ای کاش داوری فریاد میزد/ اعتراف دیرهنگام فیلسوف انقلابی به «توهم» بی نیازی از غرب و علم توسعه / تحول داوری اردکانی از نقد مدرنیته تا پذیرش ناگزیر
داوری نوشت:«تصور میشد که ما نیازی به غرب و علم آنها نداریم؛ فکر میکردیم که ما وارد راه دیگری میشویم؛ شاید این توهمی بوده است و حق نداشتیم این کار را بکنیم. زیرا اگر میاندیشیدیم که چگونه تجدّد شروع شده و چه مقدّماتی – هنری، فرهنگی، علمی و فلسفی – داشته است، آنگاه متوجه میشدیم آنچه میخواهیم، باید مقدماتی داشته باشد و این مقدمات با یک سال و دو سال و پنج سال فراهم نمیشود. تجربه نشان داد که تاریخ حسابوکتاب دارد و بدون فراهمشدن مقدمات، نمیتوان به توسعه رسید.»