اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

تقریظ‌های مقام معظم رهبری بر آثار مکتوب دفاع مقدس/…
مقام معظم رهبری شصتمین تقریظ‌شان را بر کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» (زندگی نامه مرحوم کونیکو یامامورا – مادر ژاپنی شهید محمد بابایی) نوشتند تا این کتاب از این طریق بیشتر به مردم و جامعه شناسانده شود. این تعداد تقریظ نوشته شده از سوی رهبر انقلاب نشان از توجه و علاقه ایشان به حوزه ادبیات دفاع مقدس دارد. تقریظ‌های فرمانده کل قوا در معرفی کتاب به عموم مردم نقش ویژه‌ای دارد و فرصت خوبی را برای آشنایی عموم مردم فراهم می‌کند. به مناسبت چهل و دومین سالروز هفته دفاع مقدس، ۴۲ تقریظ از مقام معظم رهبری بر آثار مکتوب دفاع مقدس را مرور می‌کنیم. ۱- «آن بیست و سه نفر» انتشارات سوره مهر نویسنده: احمد یوسف‌زاده متن تقریظ مقام معظم رهبری: در روزهای پایانی ۹۳ و آغازین ۹۴ با شیرینی این نوشته‌ شیوا و جذاب و هنرمندانه، شیرین‌کام شدم و لحظه‌ها را با این مردان کم سال و پرهمت گذراندم. به این نویسنده‌ خوش ذوق و به آن بیست و سه نفر و به دست قدرت و حکمتی که همه‌ این زیبائی‌ها، پرداخته‌ سرپنجه‌ معجزه‌گر اوست درود می‌فرستم و جبهه‌ سپاس بر خاک می‌سایم. یک بار دیگر کرمان را از دریچه‌ این کتاب، آنچنان که از دیرباز دیده و شناخته‌ام، دیدم و منشور هفت رنگ زیبا و درخشان آن را تحسین کردم. ۹۴/۱/۵ کتاب آن بیست و سه نفر اثر احمد یوسف زاده حاوی خاطرات بیست و سه نوجوان است که توسط ارتش بعث، در عملیات بیت المقدس به اسارت درآمدند و دیکتاتور عراق سعی داشت از این نوجوانان برای ایجاد جنگ روانی علیه ایران استفاده کند. نگارش این کتاب از روی دست‌نوشته‌های سال ۱۳۷۰ احمد یوسف زاده و متن فیلم مستند آقای مهدی جعفری صورت گرفته که حاوی ساعت‌ها مصاحبه‌ی دکتر محمد شهبا با افراد گروه بیست‌وسه است. از این رو، خواننده می‌تواند مطمئن باشد آنچه در این کتاب می‌خواند تخیل و قصه‌پردازی نیست؛ بلکه روایتی است از آنچه این ۲۳ نفر دیده و از سر گذرانده‌اند. ۲- پنجره‌های تشنه نویسنده: مهدی قزلی انتشارات سوره مهر متن تقریظ مقام معظم رهبری: «بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ این حسین کیست که عالم همه دیوانه‌ی اوست‌ این چه شمعی است که جانها همه پروانه‌ی اوست‌ ای شعله‌ی فروزان، ای فروغ تابان، ای گرمابخش دلهای خلایق! تو کیستی با این شکوه و جلال، با این شیرینی و دلنشینی، با این هیبت و اقتدار، با این‌همه لشکر دل‌به‌همراه، با غلغله‌ فرشتگان که در کنار موکب تو با آدمیان رقابت می‌کنند؟ تو کیستی ای نور خدا، ای ندای حقیقت، ای فرقان، و ای سفینةالنجاة؟ چه کرده‌ای در راه خدایت که پاداش آن خدائی‌شدنِ هر آن چیزی است که به تو نسبت می‌رساند؟ بنفسی انت، بروحی انت، بِمُهجَةِ قلبی انت، و سلام الله علیکَ یومَ وُلِدتَ و یوم اُستُشهِدتَ مظلوماً و یوم تُبعَثُ فاخِراً و مَفخَراً. ۹۳/۲/۲۹ بسیار خوب و با ذوق و سلیقه نوشته شده است؛ و با نگاه هنرمندانه و کنجکاو و نکته‌یاب. خواندم تا ۹۳/۲/۲۸.» معرفی کتاب: روزنوشت‌های انتقال ضریح جدید امام حسین علیه السلام از قم به کربلا مرحوم حاج محمد دانش آشتیانی یکی از خیّرین قمی بود که بعد از فروپاشی نظام صدام راه عتبات را در پیش گرفت و خدمتگزار آستان مقدس معصومین مدفون در عراق شد؛ از بردن لوستر و فرش برای حرم‌های ائمه گرفته تا برگزاری مراسم جشن و عزادارای در آنجا. رفت‌وآمدهای عاشقانه‌اش در این مسیر باب رفاقتی بین او و متولیان عراقی، به‌ویژه مسئولان حرم مطهر حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام گشود. در سال ۱۳۸۴ حاج محمد از طریق دوستانش در آستان قدس حسینی مطلع شد که تولیت، به دلیل فرسودگی ضریح مطهر و تعدی متجاوزان بعثی به آن، قصد دارد ضریح جدیدی بسازد و جایگزین ضریح فعلی کند. «پنجره‌های تشنه»، حاصل روایتگری مهدی قزلی از اتفاقی است که شاید هر صد سال یک بار رخ دهد. کتابی با «ادبیات ساده و بی‌غل و غش»، درست مانند تمام شخصیت‌ها و کاراکترهایی که در صفحه صفحه‌ کتاب می‌آیند و خود را به «ضریح حسین علیه‌السلام» می‌رسانند و تبرک می‌جویند و می‌روند. ۳- «سفر به قبله» نویسنده: هدایت‌الله بهبودی انتشارات سوره مهر تقریظ مقام معظم رهبری: «این کتاب مرا باز در شور و حال حسرت‌آلود زیارت خانه‌ی خدا و حرم رسول‌الله(ص) فرو برد. شور و حال و اشتیاقی که دیگر امیدی هم با آن نیست. تا به یاد دارم -از سال‌های دور جوانی- هرگز دل خود را از آتش این اشتیاق، رها نیافته‌ام. اما حتی در دوران سیاه اختناق که هر روحانی بامعرفت و بی‌معرفتی، با رغبت و یا حتی از سر سیری، آسان می‌توانست در خط حج قرار بگیرد … و من نمی‌توانستم! یا بهتر بگویم: هیچ حمله‌دار و رئیس کاروانی از ترس ساواک شاه، نمی‌توانست و جرأت نمی‌کرد نام مرا در فهرست حاجی‌های خود -چه رسد به عنوان روحانی کاروان- بگذارد. بله، حتی در آن دوران سخت هم دلم از امید زیارت کعبه و بوسه زدن بر جای پای پیامبر(ص) در مکه و مدینه، خالی نمانده بود … و این امید، اگرچه با حج ده روزه‌ سال ۵۸ که به فضل شهید محلاتی قسمتم شد، برآورده گشت، اما آتش آن شوق سوزنده‌تر و مشتعل‌تر شد … در سال‌های ریاست جمهوری چشم امید به پس از آن دوران دوخته بودم … اما امروز …؟ شور و اشتیاقی بی‌سکون و امیدی تقریبا فرو مرده … تنها تسلی به خواندن این‌گونه سفرنامه‌ها یا شنیدن آن‌ها است که خود بازافزاینده‌ شوق نیز هست. این کتاب، شیرین، موجز، با روح و هوشمندانه نوشته شده است. زیارت قبول؛ عزیز نویسنده! زیارت قبول ۷۰/۱۲/۱۰» معرفی کتاب: این کتاب گزارش سفر هدایت الله بهبودی و چند تن از دوستانش به کعبه است .این نخستین مراسم حج پس از کشتار ایرانیان در مکه به سال ۱۳۶۶ بوده و نخستین نگاه نویسنده به این مراسم معنوی. در ابتدا نویسنده کمال ناباوری خود را از تشرف به این سفر شرح می‌دهد و دریچه های امید را به قلب انسان می‌گشاید که وقتی او بخواهد می شود؛ به همین سادگی که این متن را می‌خوانی. در ادامه ملاقات نویسنده با آقای خامنه‌ای شرح داده شده است. نویسنده در این کتاب گزارش روزانه سفر خود را نوشته است و لحظه به لحظه انسان در موقعیت قرار می‌دهد. نویسنده دو نوع نگاه دارد نگاه سیاسی و نگاه معنوی . نگاه سیاسی اشاره به برخورد صعودی‌ها با ایرانی‌ها و سیاست‌های آن‌ها در کمرنگ جلوه دادن جنبه های مذهبی و در عوض رونق دادن بازاریابی محصولات اروپایی و امریکایی و چینی و… دارد . نگاه مذهبی به توصیف لحظه‌های ناب عرفانی، رنگ باختن تعلقات دنیوی و برابری انسان‌ها اعم از فقیر و غنی و رئیس و مرئوس و زن و مرد، وعده‌ها و شروط با خدا، توصیف جزء به جزء لحظات احرام ، برائت از شیطان و وسوسه‌هایش دارد که انسان را مشتاق سفر به آن دیار می‌کند. گزیده متن: «به عقل که درست نیست، ولی گمان می کنم اینجا خدا دلش نرم‌تر است . دستت راحت تر می‌رسد به خدا . خیلی زود دامنش را می‌گیری و دسته دسته گل‌های محبت و دوستی را می‌چینی، بو می‌کنی و کیف . اشک مفت چنگت. دل شکسته هر وقت که بخواهی . دریچه قلبت باز باز . دلت سوهان می‌خورد ، صاف می‌شود .سختی قلبت فرار می‌کند، نرم می‌شود. می‌دانی چرا؟ برای اینکه اینجا حوزه استحفاظی خداست . از دلها و قلب‌ها حفاظت می‌کند.» ۴- «گلستان یازدهم» نویسنده: بهناز ضرابی‌زاده انتشارات سوره مهر تقریظ مقام معظم رهبری: بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم این روایتی شورانگیز است از زندگی سراسر جهاد و اخلاصِ مردی که در عنفوان جوانی به مقام مردان الهی بزرگ نائل آمد، و هم در زمین و هم در ملأ اعلیٰ به عزّت رسید. هنیئاً له. راوی -شریک زندگی کوتاه او- نیز صدق و صفا و اخلاص را در روایت معصومانه‌ی خود به‌روشنی نشان داده است. در این میان، قلم هنرمند و نگارش آکنده از ذوق و لطف نویسنده است که به این همه، جان داده است. آفرین بر هر دو بانو؛ راوی و نویسنده‌ کتاب. معرفی کتاب: «گلستان یازدهم» خاطرات زهرا پناهی‌روا، همسر سردار شهید علی چیت‌سازیان، به قلم بهناز ضرابی‌زاده است. این کتاب با زبانی صادقانه به شرح زندگی یک ‌سال و هشت‌ماهة مشترک شهید چیت‌سازیان و همسرشان پرداخته است. فرمانده‌ای که در جبهه به دلیل مهارت‌های رزمی و شجاعتش به عقرب زرد معروف بود، در خانه با مادر و همسرش به اندازه‌ای با مهر و محبت رفتار می‌کرد که گویی این قلب رئوف هیچ‌گاه سابقه حضور در حرب و قتال را نداشت. «گلستان یازدهم» به زیباترین شکل توانسته‌ است قسمت مهمی از نیمه پنهان زندگی شهید چیت‌سازیان را به مخاطبان معرفی کند. ۹۵/۱۰/۲۱ ۵- «وقتی مهتاب گم شد» نویسنده: حمید حسام سوره مهر متن تقریظ مقام معظم رهبری: بسم الله الرّحمن الرّحیم بچه‌های همدان؛ بچّه‌های صفا و عشق و اخلاص؛ مردان بزرگ و بی ادعا؛ یاران حسین (علیه السّلام)؛ یاوران دین خدا .. و آنگاه مادران؛ مردآفرینان شجاع و صبور … و آنگاه فضای معنویّت و معرفت؛ دل‌های روشن، همّت‌ها و عزم‌های راسخ؛ بصیرت‌ها و دیدهای ماورائی ... اینها و بسی جویبارهای شیرین و خوشگوار دیگر از سرچشمه این روایت صادقانه و نگارش استادانه، کام دل مشتاق را غرق لذت می‌کند و آتش شوق را در آن سرکش‌تر می‌سازد. راوی، خود یک شهید زنده است. تنِ بشدت آزرده او نتوانسته از سرزندگی و بیداری دل او بکاهد، و الحمدلله ربّ العالمین نویسنده نیز خود از خیل همین دلدادگان و تجربه دیدگان است. بر او و بر همه آنان گوارا باد فیض رضای الهی؛ ان شاء الله. درباره نگارش این کتاب، آنچه نوشتم کم است؛ لطف این نگارش بیش از اینها است. مقدّمه کتاب یک غزل به تمام معنی است. ۹۵/۱۰/۱۸ «وقتی مهتاب گم شد» قبل از آنکه شرح زندگی علی خوش لفظ باشد، روایتی عینی از یک واقعه تاریخی است که موجب شد سرنوشت خیل وسیعی از مردمان ایران تغییر کند. علی خوش لفظ که نامش را به‌خاطر نزدیکی تولدش با ولیعهد پهلوی، جمشید گذاشته‌اند، سال‌ها بعد در نوجوانی، هم‌زمان با وقوع انقلاب اسلامی خود نیز دچار تحول و دگرگونی در اهداف و آرمان‌ها می‌شود. همین انقلاب درونی باعث می‌شود که او در اولین اعزام به جبهه نام خود را به علی خوش لفظ تغییر دهد و سرانجام زندگی‌اش هم تغییر کند. علی پانزده ساله در عنفوان جوانی با اصرار فراوان خود به جبهه اعزام می‌شود و آنجاست که درمی‌یابد شهادت ارمغانی است که با ترک خود به دست می‌آید، اما گویی قرار است علی خوش لفظ با تنی مجروح و خسته زنده بماند، تا سال‌ها بعد ماجرای وصل حدود هشتصد دوست و برادرش را برای ما روایت کند. کتاب «وقتی مهتاب گم شد» را می‌توان در همان سه شرطی که راوی قبل از انتشار کتاب برای نویسنده گذاشت خلاصه کرد؛ جایی در مقدمه که نویسنده در وصف علی خوش لفظ می‌نویسد :در قید و بند لفظ و تکلف گفتار و آرایه‌های کلامی نیست و به شدت دور از بزرگ نمایی و ریب و ریا و صادق در روایت و دقیق در نقل حوادث. لذا با صاحب این قلم، چند شرط را برای بازنویسی و نگارش خاطراتش گذاشته است. اول اینکه قول بدهم اگر برای خدا نیست ننویسم. دوم اینکه برای تائید مطالب، به ویژه فراز و نشیب‌ها در عملیات‌ها یا چند و چون گشت و شناسایی‌ها مطالب را از چند همرزم دیگر بپرسم و اگر تأیید کردند، بنویسم، و سوم اینکه به روایت او چیزی نیفزایم که شائبه تخیل پیدا نکند. ۵۵۵۵