آموزشگاه موسیقی آوادیسباشگاه مشتریان با امکانات ویژه …تعمیر انواع لامپ LEDچاپ کارت pvc تکی -قیمت دستگاه چاپ …

جذب ایرانیان دل‌سوز، راهکار توسعه کشور
 به‌تازگی در فرانسه کتابی با عنوان «ایران بزرگ؛ تعهد من» نوشته امیرحسین جهانشاهی منتشر شده که مصداق بارز این امر است. بر اساس مصاحبه‌ای که جهانشاهی با ایلنا انجام داده است، وی در این کتاب، وطن را مشتی خاک نمی‌داند بلکه معتقد است وطن نمادی از فرهنگ و هنر یک کشور است و ما فقط نباید نام خود را به عنوان یک ایرانی به دوش بکشیم بلکه هرجا که می‌توانیم از وطن و کشور خود دفاع کنیم و این دفاع فقط دفاع از خاک نیست بلکه تبلیغ فرهنگ غنی و تاریخی نیز جزو این دفاع است. در کتاب «ایران بزرگ؛ تعهد من»، جهانشاهی اولویت امروز ایران را زندگی در آسایش و تقسیم عادلانه رشد اقتصادی و منابع کشور بین مردم بیان می‌کند و حق بهزیستی را مهم‌ترین خواسته یک ملت می‌داند. نویسنده کتاب معتقد است که ایران بر دو پایه مهم، تاریخ بزرگ باستانی و مذهب شیعه، بنا نهاده شده است و وی هر دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانسته و آن‌ها را عامل وحدت در کشور و قدرت ایران در منطقه می‌داند. جهانشاهی بیش از ۴۰ سال است در عرصه‌های اقتصادی در اروپا موفقیت‌های زیادی کسب کرده و امروز یک فرد موفق و شناخته شده است، و می‌توان از سخنان وی به این درک رسید که همبستگی ملی موجب اعتماد به نفس ملی و در نتیجه اقتدار و حاکمیت ملی یک کشور خواهد شد و معتقد است همه ما باید تلاش کنیم که این همبستگی ملی را تقویت کنیم. از سوی دیگر همه ما به عنوان ایرانیانی که به موطن خود عشق می‌ورزیم، متعهد هستیم که فارغ از تفاوت افکار و اختلافات داخلی قبول کنیم که ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ تا کنون دشمنان بسیاری دارد و همیشه کسانی بوده‌اند که چشم طمع به ایران داشته‌اند. از همان آغاز تمام کشورهای جهان و به خصوص بلوک غرب مخالف این انقلاب بودند زیرا این انقلاب نه تنها نام ایران را دوباره بر سر زبان‌ها انداخت بلکه تلاش کرد اقلیت شیعی را که در جهان تا پیش از جمهوری اسلامی مظلوم بود، به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل کند. جهانشاهی تاکید می‌کند که ما هرچند باید از ایران دفاع کنیم اما باید دائم یادآوری کنیم که ایران هرگز به دنبال کشورگشایی و سیطره بر کشورهای منطقه نبوده‌ بلکه هدف، فقط پاسداشت فرهنگ، خاک و آیین بزرگ به عنوان یک تعهد مهم برای کشور بوده است. نکته مهم دیگر در این کتاب این است که هرچند بسیاری از ایرانیان در خارج از کشور زندگی می‌کنند و آن‌ها تابعیت آن کشورها را دریافت کرده‌اند، امیرحسین جهانشاهی، هنوز بعد از ۴۰ سال تابعیت هیچ کشوری را نپذیرفته و نخواهد پذیرفت. ذکر این نکته ضروری است که با توجه به اظهار نظر صریح نگارنده کتاب، آیا باید همچنان با حضور آن‌ها در راستای کمک به کشور زاویه داشت یا این‌که مدیریت کلان در داخل کشور تلاش کند تا از همه ظرفیت خود برای جذب نیروهایی که دل‌شان برای این کشور می‌سوزد، استفاده کند. در این خصوص می‌توان گفت به صورت منطقی، اولین گام در جهت میزان عملیاتی شدن هر اصل و راهبردی، معنایابی صحیح از منظر ایده‌پردازان و بانیان آن است. در مورد این اصل راهبردی نیز با مراجعه به بیانات رهبر معظم انقلاب مشخص می‌شود که ایشان در سخنان مختلفی درقبال برخی تلاش‌ها برای حذف افراد به صرف کوچک‌ترین خطا و اشتباهیریال سیاست «جذب حداکثری و دفع حداقلی» را به منزله یک سیاست اصولی مطرح کرده و در سخنانی اعتقاد خود را چنین بیان می‌نمایند : «من هیچ اعتقادی ندارم به دفع؛ من گفتم در نماز جمعه؛ اعتقاد من به جذب حداکثری و دفع حداقلی است» (بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون ، ۱۳۸۸/۰۹/۲۲) رهبرمعظم انقلاب در این خصوص صریحا اعلام کرده‌اند «اصول انقلاب هم مشخص است که چیست. اصول انقلاب امور سلیقه‌ای نیست که هر که از یک گوشه‌ای در بیاید سنگ اصول را به سینه بزند؛ بعد که سراغ این اصول می‌رویم، می‌بینیم بیگانه‌ از انقلاب است. اصول انقلاب، اسلام است؛ قانون اساسی است؛ رهنمودهای امام است؛ وصیت‌نامه‌ امام است؛ سیاست‌های کلی نظام است که در قانون اساسی معین شده است که این سیاست‌های کلی بایست تدوین بشود. در این چهارچوب، اختلاف نظر و اختلاف سلیقه عیب نیست، که حسن است؛ مضر نیست، که مفید و نافع است. این یک مطلب است که در میدان معارضات این‌چنینی، نظام با هیچ کس برخورد نمی‌کند. آن‌جایی که افراد در چهارچوب اصول رفتار کنند، دنبال خشونت نروند، درصدد بر هم زدن امنیت جامعه نباشند، آسایش جامعه را نخواهند به هم بزنند - از این کارهای خلافی که انجام می‌گیرد؛ دروغ‌پراکنی و شایعه- نظام هیچ‌گونه مسئله‌ای ندارد. مخالفینی هستند، نظراتی دارند، نظرات خودشان را بیان می‌کنند؛ نظام برخورد نمی‌کند. بنای نظام در این‌جا، جذب حداکثری و دفع حداقلی است. این، روش نظام است؛ این را همه توجه بکنند. آن کسانی هم که نظر مخالف دارند، نظرات مخالف با نظرات رسمی دارند، در این چهارچوب می‌توانند خودشان را مقایسه کنند. اگر کسی با مبانی نظام معارضه کند، با امنیت مردم مخالفت کند، نظام مجبور است در مقابل او بایستد." (خطبه‌های نمازجمعه ، ۱۳۸۸/۰۶/۲۰) بنابراین اصل راهبردی «جذب حداکثری و دفع حداقلی» باید تحت موازین و شاخصه‌هایی از توانایی و تخصص این افراد برای پیشبرد اهداف بلند مدت کشور استفاده کرد. بر اساس مصاحبه صورت گرفته مشخص است جهانشاهی در طول فعالیت خود در خارج از کشور توانسته به یک قدرت در حوزه اقتصادی تبدیل شود که امروز با حضور افرادی همچون او می‌توان برخی ویژگی‌های مهم کشور و ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های نهفته را در بخش‌های مختلف اقتصادی به بالفعل تبدیل کرد. وی در کتاب خود از طرح  «UIISL»(اتحادیه اقتصادی و سیاسی ایران، عراق، سوریه، لبنان) نام می‌برد و معتقد است که این اتحادیه، راه‌گشای مسایل مهم داخلی و خارجی کشور است زیرا باعث می‌شود دیگر هیچ‌گاه و به هیچ عنوان، به هیچ نیروی دشمن یا متخاصمی اجازه نخواهد داد در مرزهای ما مستقر شود. وی می‌گوید «در جهان امروزه، هرگونه هدف سرزمین گشایی برای بنیان‌گذاری امپراطوری‌های نوین، اقدامی احمقانه است. اما برخلاف آن، ایجاد اتحادیه‌های بزرگ برای تقویت قدرت اقتصادی و سیاسی چند کشور در برابر فرایند جهانی شدن، نه فقط اجتناب‌ناپذیر است بلکه ضروری است. این دقیقاً هدفی است که با ایجاد (اتحادیه ایران، عراق، سوریه، لبنان)  «UIISL»، باید دنبال کنیم و از ورای این اتحادیه است که «ایران بزرگ» را بنا خواهیم ساخت.» بدون شک هرگونه تنگ‌نظری و ایجاد مانع در راه تاسیس این اتحادیه، ریختن آب بر آسیاب کشورهایی است که همواره بر طبل دشمنی با ایران می‌کوبند. با توجه به شرایط کنونی می‌توان از طرح «UIISL» به عنوان یکی از برترین طرح‌های ارایه شده در طی سالیان اخیر نام برد که در صورت اجرایی شدن، ایران و این اتحادیه تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های سیاسی و اقتصادی جهان خواهد شد. نکته بارز دیگر در مصاحبه جهانشاهی، طرح بزرگ گردشگری وی است که از کوهستان در کنار دیگر جاذبه‌های گردشگری ایران نام می‌برد. صنعت گردشگری که پس از صنعت نفت و خودرو به عنوان سومین صنعت در دنیا به لحاظ درآمدزایی و جذب منابع مالی شناخته می‌شود، در سال‌های گذشته در برخی از کشورها با رشدی خیره کننده روبه‌رو بوده و عرصه‌ای برای سرمایه‌گذاری‌های گسترده بوده است و یکی از پایه‌های اساسی برای جذب سرمایه خارجی در حوزه گردشگری، فرصت‌ها و زمینه‌هایی است که یک کشور در حوزه گردشگری از آن‌ها برخوردار است. جهانشاهی می‌گوید «جایی که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین طرح گردشگری برای آینده کشورمان وجود دارد، جایی است که در آن کسی نتواند با ما رقابت کند، جایی است که در آن بتوانیم چند میلیارد جمعیت آسیا را جذب خود کنیم، یعنی کوهستان.» گفتنی است کشورهای معروف اروپا به دلیل نداشتن آفتاب کافی در روز، تفریح‌های زمستانی خود را در شب با هزینه‌های مضاعف برگزار می‌کنند؛ اما در ایران در سردترین روز زمستان نیز ۱۰ تا ۱۲ ساعت نور آفتاب مفید را در اختیار داریم و این یک امتیاز بزرگ است. بی‌تردید تأسیس این قلمروی بزرگ اسکی در کوهستان‌های شمال تهران (جزو سه قلمرو بزرگ اسکی دنیا) می‌تواند عامل اصلی جلب گردشگران به حساب آید. گردشگرانی که می‌توانند برای اسکی به ایران بیایند و مابقی دوران سیر و سیاحت خود را به گشت و گذار از دیگر نقاط توریستی ایران بپردازند. بدون شک جذب گردشگر علاوه بر درآمدزایی و کمک به اقتصاد کشور موجب تطهیر چهره ایران را در جهان خواهد شد و پروژه ایران هراسی که کشورهای متخاصم با ایران دنبال می‌کنند، محکوم به شکست خواهد شد. در پایان باید گفت برخی باورها و تلقین‌های اشتباه موجب می‌شود تا زمینه برای گفت‌وگو و تعامل با دیگران مشکل به نظر برسد، اما حاکمیت باید برای رسیدن به اهداف منطقه‌ای و بهبود اقتصاد و تمامیت ارضی خود با جذب حداکثری افرادی از این دست سود ببرد و کشور را از دست یافتن به بهترین‌ها محروم نسازد. ۵۷۵۷