ابوالفضل خدائی: سرانجام پس از کش و قوس های فراوان برهم صالح از لیست 5 نفره خود محمد توفیق علاوی را به عنوان نخست وزیر جدید عراق برای تشکیل دولت انتخاب کرد. علاوی در حالی جایگزین عبدالمهدی می شود که شاهد حمایت حداکثری جریان ها و احزاب سیاسی عراق نیست و سوال مهم و اصلی این است که آیا او می تواند در این برهه حساس عراق را از بحران های فعلی نجات دهد و به خواسته معترضان جامه عمل بپوشاند؛ در این باره و در خصوص دلایل انتخاب علاوی از سوی رئیس جمهور عراق با دکتر جعفر حق پناه استادیار مدعو مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران گفت و گو کرده ایم که در ادامه مشروح آن را می خوانید: به نظر شما دلایل انتخاب توفیق علاوی به عنوان نخست وزیر جدید عراق از سوی رئیس جمهوری این کشور یعنی برهم صالح چه بود؟ در وهله اول باید در نظر داشت که هر انتخابی برای پست کلیدی نخست وزیری، انتخاب اول قطعی هیچ جناح، نخبگان و یا مقام های فعلی عراقی محسوب نمی شود. در همین راستا گزینه ای باید مدنظر باشد که محصول تراضی طرفین باشد. به تعبیر دیگر رسیدن به انتخابی حداقلی باشد؛ بدین معنا که به دلیل وخامت و وضعیت اضطراری موجود تسریع در روند انتخاب فرد جدید از اهمیت بالایی برخوردار است و در شرایط فعلی چانه زنی برای توافق حداکثری امکان پذیر نیست و روند را بیش از پیش طولانی تر خواهد کرد. از طرفی وضعیت عراق به گونه ای است که شاهد موازنه قدرت بین همه جناح ها، نیروهای  اجتماعی و سیاسی  هستیم که هیچ کدام یک از آنها قادر نیستند تا حرف خود را به کرسی بنشانند و یا اینکه بخواهند رقیب خود را حذف کنند. در چنین فضایی ضرورت ایجاب می کند که به توافق های حداقلی دست پیدا کرد. از همین رو برای رئیس جمهور و دیگر جناح ها محدودیت هایی برای ایجاد فرد مطلوب و ایده آل ایجاد می شود. با انتخاب علاوی همچنان تظاهرات ادامه دارد و عراق ناآرام است، فکر می کنید برهم صالح در لیستش گزینه بهتری داشت؟ نکته مهم دیگر اینکه در چنین شرایطی گسستی بین جامعه و دولت به وجود آمده است که تمام تلاش حاکمیت عراق بدست آوردن بخشی از رضایت مردم معترض در صحنه است. این موضوع سبب می شود که انتخاب ها به سمت عناصر غیر حزبی که دارای گرایش های تکنوکراتیک هستند، برود تا در این راستا بتوانند رضایت بخشی از معترضان را که همه روزه در شهرهایی مانند بغداد، ناصریه، بصره و غیره حضور دارند را جلب کنند که البته ایجاد چنین اجماعی با  وجود انبوهی از تظاهرکنندگان خشمگین رسیدن بسیار دشوار و سخت خواهد بود. با این تفاسیر برهم صالح مانند بقیه نخبگان حزبی عراقی گزینه مطلوب دیگری نداشت. انتخاب محمد توفیق علاوی به این دلیل بود که او به نوعی گرایش غیرحزبی داشت و هم جز افراد معترض و منتقد دولت های قبلی محسوب می شد. او دو دوره، از مه ۲۰۰۶ تا اوت ۲۰۰۷ و همچنین از ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲، وزیر ارتباطات نخست‌وزیر وقت عراق نوری مالکی بود که هر دو بار استعفا کرد. بنابراین به نظر می رسد علاوی بخشی از جامعه جمعی این شرایط حداقلی باشد و به هر حال شاهد بودیم که علیرغم نبود اجماع حداکثری بخشی از جامعه و معترضان و همچنین بخشی از نمایندگان پارلمان و احزاب از او حمایت کردند؛ به تعبیر دیگر علاوی را می توان خیرالموجودین محسوب کرد تا بتواند توافق نیروهای خارجی ذینفع و ذی نقش در عراق را نیز به همراه داشته باشد. البته هیچ قطعیتی وجود ندارد و در روزهای اخیر شاهد تظاهراتی علیه نخست وزیر جدید عراق بودیم. در لیست 5 نفره برهم صالح علاوی جز افرادی بود که مورد حمایت مخالفین نیز بود اما این موضوع مانع اعتراض معترضین در شهرهای مختلف نشد و تظاهرکنندگان علاوی را ادامه دولت های قبلی دانستند و او را به داشتن گرایشات حزبی متهم کردند. اگر وضعیت به همین منوال ادامه پیدا کند نه تنها علاوی بلکه هیچ فردی شانس ندارد. به هرحال باید در نظر داشت مقام ها و نخبگان عراقی در هر مقطعی گرایشات حزبی داشته اند و نداشتن آن مزیت چندانی محسوب نمی شود. نخست وزیر قبلی یعنی عادل عبدالمهدی نیز جز نخبگان حزبی به شمار نمی رفت، اگرچه سابقه حضور در مجلس اعلا را داشت اما در این اواخر هیچ حزبی نداشت و در نهایت دیدیم سرنوشت او نیز چگونه رقم خورد. به طور کلی  با در نظر گرفتن شرایط شکننده و پرتنش عراق احتمال اجماع کلی در خصوص توفیق علاوی وجود دارد و او در نهایت به عنوان نخست وزیر دوران گذار باید تلقی شود. برخی معتقدند یکی از اهداف انتخاب علاوی مقابله و یا تضعیف محور مقاومت است، رویکرد علاوی  چیست؟ و آیا او چنین هدفی دارد؟ همانطور که اشاره کردم به دلیل موازنه ای که در عراق وجود دارد، صحبت از تضعیف و یا حذف شاید معنایی نداشته باشد. باید روند را به صورت کلی بررسی کرد و در طول زمان دید که کدام جریان می تواند تقویت و یا اینکه برعکس ضعیف شود.  از یک طرف به طور کلی در عراق وضعیت به گونه ای است که هیچ نیروی سیاسی حذف نشده و از طرف دیگر هیچ نیرویی تبدیل به یک  هژمون نشده است. در جریان انتخاب علاوی شاهد بودیم که برخی کشورها موضع گیری نکردند، فکر می کنید این سکوت حاوی چه پیامی است؟ البته کشورهای منطقه و فرامنطقه ای به طور قطع نسبت به این اتفاق بی تفاوت نیستند و مواضع غیررسمی هم اعلام می شود و بر روند انتخاب هم می توانند تاثیرگذار باشند. اما معتقدم دلیل اصلی سرعت تحولات در عراق است که کشورهای مختلف سعی می کنند کارت های خود را نسوزانند و با همه طرف ها و گروه ها حداکثر همکاری و روابط را داشته باشند تا در نهایت به نتیجه مطلوب برسند. در موضوع اصلاح ساختار سیاسی و اقتصادی فکر می کنید علاوی تا چه می تواند موفق عمل کند؟ اصلاح ساختار اقتصادی و سیاسی در عراق نیازمند همکاری تمامی مجموعه ها است تا حداقل قسمتی از آن برطرف شود. در این شرایط علاوی با تنگناها و مشکلات خاصی روبرو است. وی طی اظهاراتی گفته بود که برای تنطیم روند انتخابات پارلمانی در دوران گذار قصد ماندن در قدرت را دارد. به عنوان سوال آخر فکر می کنید رویکرد علاوی در سیاست خارجی به خصوص در موضوع ایران چگونه باشد؟ آنچه که درباره علاوی می دانیم جزئیاتی از فعالیت های سیاسی وی است که در ابتدای ورود به این عرصه در حزب «الدعوه الاسلامیه» عراق و از نزدیکان به آیت الله صدر بود .معتقدم برای رسیدن به پاسخ این سوال و گمانه زنی درباره آن مقداری زود است چرا که با بررسی سوابق سیاسی درباره ایران موضع گیری نکرده است. 23 / 310311