اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

آیا تاریخ مصرف شعار نه شرقی نه غربی به پایان رسیده است؟
ابوالفضل خدائی: شعار نه شرقی نه غربی بحث داغ این روزها در رسانه ها است و تعبیرهای متفاوتی درباره رویکرد جمهوری اسلامی ایران نسب به این شعار مطرح می شود؛ به خصوص آنکه دولت سیزدهم نگاه ویژه ای به گسترش روابط به همسایگان و به شرق از جمله روسیه و چین دارد. برخی معتقدند که دیگر توازنی در این شعار وجود ندارد و از آن تنها یک اسم باقی مانده  برخی هم معتقدند که منظور از مفاهیم غرب و شرق؛ جهت‌های جغرافیایی نیست بلکه این شعار ناظر بر جهان دو قطبی در آن روزگار بوده است. خبرگزاری خبرآنلاین این موضوع را با چهار کارشناس و دیپلمات اسبق کشورمان مطرح کرده است که در ادامه آن را می خوانید: محسن پاک آیین سفیر اسبق ایران در باکو در تشریح جنجال های اخیر بر سر شعار نه شرقی و غربی گفت: این شعار به معنای استقلال ایران و عدم وابستگی کشور به قدرت های جهانی است که شعار دائمی بوده و مرتبط با زمان خاصی نیست. این شعار از اصول انقلاب اسلامی و از یادگارهای حضرت امام (ره) است. این شعار بدان معناست در عین روابط با کل کشورهای دنیا زیر سلطه هیچ کشوری نرویم؛ خواه این قدرت شرقی باشد و یا اینکه غربی باشد. در واقع استقلال ایران در سایه عدم تعهد به قدرت های بزرگ است. گسترش روابط ایران به کشورهای دنیا به استثنای آمریکا از اصولی است که در نظرات حضرت امام (ره)، مقام معظم رهبری مستتر بوده و در قانون اساسی نیز بر آن اشاره شده است. تاکید اصلی بر آن است که این روابط نباید ایران را وابسته به کشوری کند و اجازه دهد که کشورهای بزرگ دیدگاه های خود را به ایران دیکته کنند. بنابراین شعار نه شرقی نه غربی همواره اصلی پایدار بوده و مورد تاکید مسئولین نظام نیز خواهد ماند. در ادامه قاسم محبعلی مدیرکل پیشین خاورمیانه وزارت امور خارجه نیز گفت: شعار نه شرقی نه غربی نمادی از سیاست موازنه منفی بود که در زمان محمد مصدق اعلام شد که طی آن ایران نه به شرق وابستگی داشته باشد و نه به غرب. یعنی نه به بلوک شرق یعنی شوروی و نه بلوک غرب که منظور ناتو بود. بعدها غیرمتعهدها نیز بر اساس شعار مصدق تشکیل شد که سیاست عدم تعهد شکل گرفت. مبنای انقلاب اسلامی ایران نیز بر آن بود که به دو طرف جنگ سرد وابسته نشود. البته باید در نظر داشت که شرق و غرب به آن مفهوم سیاسی و ایدئولوژیک دیگر وجود ندارد. بلکه رقابتی است بین غرب به معنای اروپا و آمریکا و کشورهایی که به لحاظ اقتصادی مشابه هستند مانند روسیه و چین. به نظر می رسد تخاصم ایران با غرب و روابط با روسیه و چین این هم ترازی را برقرار نمی کند. اگر مبنا سیاست موازنه مثبت نیز باشد ایران در حال تخاصم با غرب است و به دنبال روابط راهبردی با روسیه و چین است. این مساله نشان می دهد که نوعی عدم توازن در سیاست خارجی ایران به وجود آمده که شعار نه شرقی و نه غربی به آن مفهومی که در ابتدای انقلاب اسلامی شاهد بودیم دیگر وجود ندارد. آنچه که می توان گفت این است که این عدم توازن می تواند در نهایت منجر به وابستگی شود. بیشتر بخوانید: اسمعیلی: باید به تنظیم رقابت ایران و روسیه در حوزه انرژی امیدوار بود کلینی: رفتار تاریخی روسیه در قفقاز مورد توجه ایران است پوتین در سفر رئیسی به کشورش،قرارداد فروش سلاح به ایران را امضا می کند؟ امیرعبداللهیان: نگاه راهبردی ایران و روسیه به مناسبات خارجی نقطه اتکای روابط جدید است فریدون مجلسی دیپلمات پیشین و پیشکسوت کشورمان با اشاره به اینکه شعار نه شرقی نه غربی ناظر بر جهان دو قطبی گذشته بوده گفت: جهان دوقطبی گذشته بین سرمایه داری و کمونیسم تقسیم می شد که هر دو هدف مشترک تسلط بر جهان را داشتند. بدین معنا که ایدئولوژی کمونیسم مبتنی بر تصرف جهان بود و جهان سرمایه داری نیز هم در دفاع در برابر این خواسته خواهان تسلطی مشابه بود. در حال حاضر جهان شرقی و غربی به مفهوم ایدئولوژیک دیگر وجود ندارد و تنها اختلاف بین قدرتها را شاهد هستیم. به نظر می رسد برخی از کشورهای کوچک به دنبال متحد شدن با این قدرت ها در چالش های بین المللی و یا تحت الحمایه شدن هستند. اگر کشورها در مسائل سیاسی، اقتصادی و غیره بتوانند هم تراز شوند قابلیت متحد شدن نیز دارند. اما در غیراینصورت طرف کوچکی که خود را در سایه حمایت طرفهای بزرگ قرار می دهد ناچار به پیروی از مسائلی نیز هست. بنابراین شعار گذشته آن برهه موضوعی منتفی است. ضمن اینکه در حال حاضر نیز به همین شکل است. در همین راستا جهان به سمت یک اقتصاد آزاد و یا نسبتا آزاد حرکت و توسعه پیدا می کند. اقتصاد نسبتا شرق نیز مختص شرق نیست بلکه مربوط به شمال اروپا و کشورهای سوسیال دموکرات است. وگرنه در شرق ژاپن به لحاظ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به همان اندازه غربی محسوب می شود که اروپا و کره جنوبی نیز به همان اندازه غربی محسوب می شوند. تایلند، تایوان، فیلیپین و سنگاپور نیز وضعیت مشابهی دارند. در این بین دو قدرت باقی می مانند که شامل چین و روسیه هستند. سوال این است که چرا که کشور متوسطی مانند ایران به لحاظ اقتصادی، منابع و جمعیتی بخواهد تبعیت از چین، روسیه، آمریکا و یا دیگر قدرت ها داشته باشد. چرا نباید حدی رعایت شود که با تمام کشورهای دنیا تجارت و مبادله داشته باشد. چرا باید کشوری را تبدیل به غول کنیم و تصور داشته باشیم بقیه کشورها در قامت حامی ایران ظاهر خواهند شد. ایران نیز کشوری ایدئولوژیک است که خواستار گستراندن ایدئولوژی خود به سراسر جهان است و حتی مطرح می شود که به دنبال حسینیه کردن کاخ سفید است. اینکه چنین ایدئولوژی هایی شدنی و یا نشدنی و اینکه معقول و یا غیرمعقول باشد بحث دیگری است. مساله این است که دشمنی ایران و آمریکا بر سر اسرائیل است. یعنی تهدید موجودیت اسرائیل از جانب جمهوری اسلامی و خطر قرمز حمایت از موجودیت اسرائیل از جانب آمریکا. موضوعی که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران از دوره صلح کمپ دیوید وجود داشت که در حال حاضر به شعار حیثیتی و حل نشدنی تبدیل شده است. اما مساله اصلی اینجاست که آمریکا، روسیه و چین نیز اسرائیل را به جمهوری اسلامی ایران ترجیح می دهند. به این دلیل که ۲۰درصد جمعیت اسرائیل روس تبار هستند و بزرگترین روابط تجاری، بازرگانی و مبادلات مالی را با اسرائیل دارد. حتی روسیه نقش واسطه را بین اسرائیل وکشورهای دیگر بازی می کنند. چین نیز با متحدان اسرائیل از جمله عربستان، امارات، قطر روابط گسترده تری نسبت به ایران دارد. این چه اشتباهی است که برخی فکر می کنند گشودن یک پنجره تجارت دورزدنی تحریم ها به سمت چین می تواند پکن را نسبت به تهران متعهد کند. یا اینکه اصرار بر این باشد که ایران در بال و پر حمایتی چین و روسیه قرار گیرد. می توان گفت چنین سیاستی بر خلاف آرمان نه شرقی و نه غربی است. باید در نظر داشت که قدرت های بزرگ نیز هم اکنون در حال رقابت هستند و برای ایران امکان بهره برداری از این وضعیت را ندارد. فرض محال بگیریم که روسیه با اوکراین وارد جنگ شود و آمریکا نیز از اوکراین حمایت کند؛ آیا در این صورت ایران متعهد به روسیه برای جنگ علیه اوکراین است؟ آنچه که مشخص بوده این است که در همه ادوار شوروی کمونیسیتی، روسیه تزاری و کنونی همواره نسبت به ایران طمع ارضی داشته است. عبدالرضا فرجی راد سفیر اسبق ایران در نروژ و استاد ژئوپلتیک دانشگاه گفت: هنوز سیاست مشخصی در قبال شرق و غرب وجود ندارد؛ علت آن هم این است که برخی معتقدند که ایران بایستی به سمت شرق حرکت کنند که در این راستا حرکت به سمت تقویت روابط با چین و روسیه بیشتر دیده می شود. همچنین وزیر خارجه کشورمان نیز چند روز پیش اعلام کرد که ایران علاوه بر توسعه روابط با شرق به دنبال سیاست خارجی متوازن است. نکته مهم در این بین به نتیجه رسیدن برجام است. در این صورت مشخص خواهد شد که در صورت باز شدن فضای اقتصادی و لغو تحریم ها آیا با اروپا نیز همکاری خواهد شد و مانند گذشته علاوه بر اروپا به چین، روسیه و غیره نیز روابط اقتصادی خواهیم داشت. ضمن اینکه گسترش روابط با همسایگان نیز می تواند مقداری نگاه به شرق را تضعیف کند چرا که آنها جز شرق محسوب نمی شوند. همچنین باید توجه داشته باشیم که در خصوص راستی آزمایی ایران قرار است چه چیزی را از آمریکا دریافت کند؟ مشخص است که برجام در کنگره تصویب نمی شود و کاری از دست دولت آمریکا نیز در این باره بر نمی آید. همواره تاکید می کنم که بهتر است آمریکایی ها نیز در اقتصاد ایران مانند اروپا، چین، روسیه و غیره فعال شوند. آن چیزی که هم اکنون در خصوص سیاست متوازن و نگاه به شرق مطرح می شود بیشتر شعاری است. تا گره مذاکرات وین باز نشود گشایشی حاصل نخواهد شد. روابط دوجانبه بر اساس صادارات نفت و واردات کالا صورت می گیرد اما اینکه چین و روسیه در اقتصاد ایران به صورت گسترده شریک شوند و برنامه های توسعه ای به جریان بیفتد هنوز اتقاق نیفتاده است. ضمن اینکه چین ملاحظه ای خاصی به کشورهای حاشیه خلیج فارس دارد و در حال ساخت شهرهای هوشمند برای آنان است. چین در خصوص غرب نیز چنین ملاحظاتی را دارد. وضعیت قرارداد ۲۵ ساله با چین و ۲۰ ساله با روسیه هنوز روشن نشده مشخص نیست تعلل از سمت کیست. قرارداد با روسیه بیشتر جنبه استراتژیک و تسلیحاتی دارد و به لحاظ تکنولوژی مسکو چیزی برای ارائه به تهران ندارد. ضمن اینکه در خصوص صادرات غذایی و صنعتی روسها همیشه مقاومت کرده اند. بنابراین به لحاظ سیاسی می توان گفت که ایران هماهنگی بیشتری با شرق دارد. در حال حاضر در موضوع افغانستان ایران همکاری های خوبی با روسیه و چین داشته است اما به لحاظ اقتصادی چنین نبوده است و بیشتر شبیه به حرف می ماند. برجام باید احیا شود تا بتوانیم نتایج حاصل از آن را ببینیم. به عنوان یک دیپلمات معتقدم که ایران باید سیاست متوازن را در پیش بگیرد. ایران در این سالها به دلیل وجود تحریم ها و برنامه ریزی های اشتباه از نظر توسعه عقب هستیم و کشوری مانند چین می تواند گام های مثبتی برای جبران این عقب افتادگی ها بردارد. 311 310