ناتامایسین (ضدکپک) ، تولید کشور …تولید و چاپ , کاغذ کامپیوتر در …کاراگاه خصوصی تهران ۴۴۵۳۹۱۳۶ …کار در منزل با گوشی

بازیکنان استقلال حس مسئولیت‌پذیری ندارند
عرفان حاج‌بابایی: شروع پر نوسان استقلال با محمود فکری هنوز نتوانسته هواداران استقلال را از عملکرد این تیم مطمئن کند. استقلال هنوز خیلی جذاب و دلچسب بازی نمی کند و همین مسئله باعث ایجاد نگرانی نسبت به آینده این تیم شده است. این نکته را علی لطیفی،پیشکسوت استقلال و کارشناس فعلی فوتبال هم قبول دارد اما معتقد است که محمود فکری و تیمش به زمان نیاز دارند و باید به آن ها فرصت داد. مشروح صحبت های علی لطیفی را در ادامه در خصوص وضعیت استقلال از دوران استراماچونی تاکنون می خوانید: *بسیاری از کارشناسان و هواداران استقلال معتقدند که این تیم به نسبت فصل قبل و دوران حضور استراماچونی دچار افتی محسوس شده است. و این افت در ستاره هایی نظیر شیخ دیاباته و مهدی قایدی که زوج خط حمله استقلال هستند بیشتر مشهود است. به نظر شما دلیل چنین افتی چیست؟ -من اعتقادم این است که ستاره های فوق با افت چندانی مواجه نشده اند بلکه مجموعه تیم استقلال با افت مواجه شده است. ضمن این که من با چنین زوجی در خط حمله استقلال چندان موافق نیستم. بارها به این موضوع تاکید داشته ام که وقتی شما 3 مهاجم آماده دارید، بیرون گذاشتن هر یک از آن ها باعث افت تیم می شود. من اگر سرمربی تیم بودم قاعدتا از هر سه مهاجم به طور همزمان استفاده می کردم. با تغییر سیستم و تاکتیک کاری می کردم که بتوانم هر سه مهاجم را بازی دهم. چرا که این ها بسیار توانمند و آماده هستند و بیرون گذاشتن هرکدامشان هم به بازیکن هم به تیم ضربه می زند. من فصل قبل هم به این نکته اشاره می کردم که چرا وقتی شما سه مهاجم داریم که تمامی مدافعان لیگ از آن ها وحشت دارند، چرا به طور همزمان از سه تایشان استفاده نکنیم؟ وقتی فصل قبل با استراماچونی استقلال با سیستم 3-5-2 بازی می کرد، من باورم این بود که استقلال می توانست با سیستم 3-4-3 بازی کند. یعنی هر 4 هافبک وسط را داشته باشد و هم 3 مدافعی که به آن عادت داشته است و هم 3 مهاجم که هر خط دفاعی را به وحشت می اندازد. *در این صورت فکر نمی کنید که نیمکت استقلال ضعیف می شد؟ به هر حال داشتن نیمکت قوی هم برای هر تیمی لازم است. -کاملا درست است. در هر تیمی ما حداقل 4 مهاجم نیاز داریم. به هرحال تعویض ها معمولا بین مهاجمین صورت می گیرد. در سیستم 3-4-3 به عنوان مثال فرشید اسماعیلی بازیکنی است که می تواند یک خط جلو برود و در صورت تعویض یکی از آن مهاجم ها، به عنوان مهاجم در مواقع ضروری ایفای نقش کند. به هر حال استقلال در فصل نقل و انتقالات بازیکنانی را گرفته که می توانند به تیم کمک کنند البته من نمی دانم که آیا محمود فکری از این روند یارگیری راضی بوده است یا خیر. با این حال فکر می کنم در 5 سال اخیر برای اولین بار، اسکلت تیم حفظ شده است. هر فصل 10 بازیکن می رفتند و 15 بازیکن می آمدند و تیم کاملا زیر و رو می شد و این یک نیم فصل احتیاج داشت تا دوباره در تیم هماهنگی ایجاد شود. *فکر می کنید مهم ترین تفاوت بین تیمی که استراماچونی ساخته بود با استقلالی که زیر نظر فرهاد مجیدی و محمود فکری به کار خود ادامه داده است، چیست؟ در زمان استرا ما با تیمی سراسر هجومی مواجه بودیم و مهاجمین حرف اول و آخر را در آن تیم می زدند اما بعد از او شرایط کمی تغییر کرد. - در دوران استراماچونی استقلال فوتبال شناوری را بازی می کرد. فوتبالی بسیار زیبا که در هر بازی 10 الی 15 خلق موقعیت صورت می گرفت. بعد از رفتن استراماچونی این شرایط تغییر کرد. در واقع من معتقدم فقط مهاجمین نبودند که افت کردند بلکه کلیت تیم افت کرد. مهاجمین احتیاج به خوراک دارند تا گل بزنند. در دوران استراماچونی این خلق موقعیت ها صورت می گرفت و ما قایدی و شیخ دیاباته را بیشتر در جریان بازی می دیدیم. وقتی فرهاد مجیدی آمد، استقلال از آن فوتبال شناور و هجومی فاصله گرفت و طبیعی است که دیگر به آن صورت دیاباته و قایدی را در جریان بازی نبینیم. این روند تا امروز هم که محمود فکری سرمربی استقلال شده است، ادامه دارد. در دوران استراماچونی کارهای ترکیبی به وفور دیده می شد. هافبک ها به شکل مداوم برای مهاجمین موقعیت سازی می کردند و بال های چپ و راست مدام به حمله اضافه می شدند. به عنوان مثال بارها می دیدیم که استقلال روی ارسال وریا غفوری و ضربه سر دیاباته و یا با پاس های عمقی فرشید اسماعیلی و رضاوند و سایرین به گل می رسید. این تنوع در حملات باعث می شد دو مهاجم استقلال در هر مسابقه چندین بار صاحب فرصت شوند. اما بعد از رفتن استراماچونی و با توجه به تغییر تاکتیک استقلال، مهاجمین کمتر در جریان بازی قرار گرفتند چرا که خلق موقعیت استقلال کاهش پیدا کرد و مهاجمین در طول بازی کمتر صاحب توپ و موقعیت شدند. من بر این باورم بیش از آن که مشکل از افت دیاباته،قایدی و یا حتی مطهری باشد، مشکل از افت کلی تیم استقلال است. *این مشکل در بازی فولاد در هفته دوم هم خودش را نشان داد و عملکرد نسبتا ضعیف کل تیم باعث شد تا استقلال شکست بخورد. -در بازی با فولاد مشکلی به سراغ استقلال آمد که حتی در زمان استراماچونی هم وجود داشت و آن هم ضعف ساختار دفاعی به ویژه روی ضربات آزاد بود.استقلال چه در دوره استراماچونی، چه در دوره فرهاد مجیدی و چه محمود فکری، روی ارسال های حریف ضعیف عمل می کند. نکته دیگری هم که به نظرم سرمربیان قبلی و فعلی در آن ناموفق بوده اند،ایجاد حس مسئولیت پذیری در تیم و در بین بازیکنان است. *انگار که بازیکنان نمی دانند پیراهن چه تیم بزرگی را به تن کرده اند. -دقیقا این نکته مشهود است. به عنوان مثال کادرفنی قبل از هر بازی طبق آنالیزی که انجام داده است، می گوید فلان بازیکن تیم ما باید با فلان بازیکن تیم حریف یارگیری کند. حالا چه یارگیری منطقه ای و یه یارگیری نفر به نفر. به هر بازیکن شماره ای داده می شود تا بتوانند حریف را کنترل کنند. من باور دارم که کادرفنی استقلال قطعا این کار را می کنند اما حس مسئولیت پذیری در بین بازیکنان استقلال به شدت پایین است و این به مربیان برمی گردد. یکی از کارهای مهم و حیاتی هر مربی این است که از لحاظ روحی و روانی هم با بازیکنانش کار بکند. پربیننده های سرویس ورزشی: رازی که بیرانوند درباره استقلال و پرسپولیس لو داد واکنش پله به درگذشت مارادونا/عکس استوری فرهاد مجیدی برای مارادونا/عکس *گویا این تعهد به پیراهن استقلال در دوران استراماچونی بیشتر بود. -صد در صد. دلیل هم دارد. استقلال در دوران استراماچونی بسیار هجومی و شناور بازی می کرد و این ضعف ها در پشت آن فوتبال زیبا و هجومی نهان می شد. به عنوان مثال استقلال اگر 2 گل از تراکتور می خورد، 4 گل هم می زد تا این ضعف های دفاعی یا مسائلی دیگر چندان دیده نشود. من یکی از مشکلات فرهاد مجیدی را پس از استراماچونی همین مسئله می دانستم و معتقد بودم که باید این ضعف ها را برطرف کند اما او تا روزی که بود موفق به این کار نشد و حالا محمود فکری با این معضل دست به گریبان است. مشکل استقلال در ساختار دفاعی هم صرفا به ضعف فرد برنمی گردد بلکه این ضعف در سه بخش نمود دارد. بخش اول ساختار دفاع تیمی است. یعنی از همان خط حمله گرفته تا خط دفاعی.  بخش دوم در ساختار دفاع گروهی تیم دچار مشکل است و همین مسئله باعث می شود که حریف فضای بسیار زیادی در زمین دارد و درنهایت ساختار دفاع فردی ضعف دارد. یعنی بازیکنان از لحاظ فردی هم نمی توانند درست دفاع کنند و این به تیم ضربه می زند. استقلال در هر سه مورد دچار ضعف است و اگر به آن حس مسئولیت برگردیم، می بینیم که بسیاری از مشکلات از این مسئله ناشی می شود.به گلی که استقلال از فولاد خورد دقت کنید. ما نمی توانیم بگوییم یک نفر مقصر است چرا که بازیکن فولاد در بین 4 استقلالی بلند می شود و ضربه سر را می زند. *پیشنهادتان به محمود فکری برای حل این مشکلات چیست؟ -محمود فکری دوست من است و در ابتدا لازم است که بگویم نقدهایی که طی روزهای اخیر نسبت به او مطرح شد، نقدهای بی رحمانه ای بود در صورتی که نباید این اتفاق می افتاد. البته نقد کردن چیز خوبی است اما این مسئله نباید با انتقادات بی رحمانه قاطی شود. محمود فکری یا هر مربی دیگری که می آید، باید حداقل یک نیم فصل برای پیاده کردن تفکراتش فرصت داشته باشد. ما نمی توانیم صرفا بخاطر یک بازی چنین نقدهایی را مطرح کنیم. ما اگر بیاییم آن قضاوت های شخصی را کنار بگذاریم و نقد منصفانه داشته باشیم، به راحتی می توانیم در مورد نقاط ضعف و قوت محمود فکری و تیمش صحبت کنیم. با این کار هم به او کمک کرده ایم و هم اعتماد به نفس او را از بین نمی بریم. یکی از پیشنهادات من به محمود فکری این است که با سه مهاجم بازی کند. اگر این کار را بکند، یک اتفاق خوب می افتد و آن این است که با توجه به آمادگی و کیفیت هر سه مهاجمی که در اختیار دارد، فرصت نفوذ به مدافعان حریف داده نمی شود و استقلال می تواند برتری اش را به حریف تحمیل کند. حریف در زمین خود حبس می شود و دیگر استقلال با 3 هافبک هم وسط زمین را از دست نخواهد داد. این صرفا یک پیشنهاد است و محمود فکری می تواند به آن فکر کند. 254 251