دخالت آشکار قوه قضائیه در قوه مجریه،نقص آشکار قانون اساسی
درحصارک ویلایی بود که اردشیر زاهدی با تعدادی از رفقای جوان او منتظر شکار دخترها و زنها می‌نشستند. هر مراجعه کننده مونثی، اگر مورد پسند زاهدی واقع میشد به اتاق خواب میرفتند و اگر مورد پسند زاهدی نبود او را به رفقایش که حضور داشتند می داد. که آنها نیز در همان حصارک به اتاق خواب میرفتند. این بود کار و شغل زاهدی و البته به دوستان انگلیسی و امریکایی‌اش هم چیزهایی میرسید. حال این دختر با اطلاع از چنین وضعی برای درخواست پول به سراغ زاهدی در حصارک میرود، یعنی بدن خود را تقدیم زاهدی میکند. لابد زاهدی از این دختر خوشش نیامده بود که به محمدرضا تلفن میزند که: دختری این جا آمده و اگر اجازه دهید او را بیاورم. و اینگونه فرح حصارک، ملکه ایران می شود... منبع این نوشته کتاب دربار به روایت دربار است. ۴۷۲۳۱