جغرافیا دروغ نمیگوید؛ خطوط مرزی بر روی نقشهها هرچقدر هم پررنگ باشند، در مدار مغناطیسی عقیده محو میشوند. آسمان نجف هنوز گرگومیش بود، اما عقربهها کارایی خود را از دست داده بودند؛ زمان در عراق متوقف شده بود. از پل کوفه تا بالهای گشوده میدان الصدرین، دیگر خیابانی پیدا نمیشد؛ همهجا پیکر آدمها بود که در هم تنیده میشد. این یک تشییع معمولی نبود؛ گویی یک تاریخ، یک جبهه و یک امت روی دستهای عراق بلند شده بود.