
به گزارش خبرگزاری مهر، میثم جعفرزاده، کارشناس ارشد حوزه انرژی با اشاره به تشدید ناترازی برق در کشور اظهار کرد: ناترازی برق در ایران صرفاً ناشی از کمبود نیروگاه یا رشد مصرف نیست، بلکه نتیجه مجموعهای از چالشهای ساختاری در حکمرانی انرژی، اقتصاد برق، سرمایهگذاری و بهرهوری است که طی سالهای گذشته به تدریج انباشته شدهاند.
وی افزود: در سالهای اخیر مصرف برق کشور بهطور مستمر رشد کرده است، اما توسعه ظرفیت تولید، شبکه انتقال و توزیع و همچنین سرمایهگذاری در صنعت برق متناسب با این رشد پیش نرفته است. از سوی دیگر، فرسودگی بخشی از زیرساختها، محدودیت منابع مالی و نبود سیگنالهای اقتصادی مناسب برای مدیریت مصرف، شرایطی را ایجاد کرده که امروز خود را در قالب ناترازی برق نشان میدهد.
جعفرزاده با تأکید بر اینکه مسئله اصلی صنعت برق کشور صرفاً کمبود انرژی تولیدی نیست، تصریح کرد: آنچه امروز شبکه برق ایران را با چالش مواجه کرده، کمبود ظرفیت قابل اتکا در ساعات اوج مصرف است. در واقع مسئله اصلی فاصله میان تقاضای لحظهای و ظرفیت در دسترس شبکه در زمانهای بحرانی است؛ موضوعی که صرف افزایش ظرفیت نصبشده نیروگاهی الزاماً آن را حل نمیکند.
وی ادامه داد: در بسیاری از تحلیلها، ناترازی برق به کمبود نیروگاه تقلیل داده میشود، در حالی که عواملی نظیر راندمان پایین بخشی از ناوگان تولید، تلفات شبکه، محدودیت سوخت نیروگاهها، شدت بالای مصرف انرژی، ضعف مدیریت بار و نبود سرمایهگذاری پایدار نیز در شکلگیری این وضعیت نقش دارند.
وی با اشاره به ظرفیتهای تجدیدپذیر کشور گفت: ایران از نظر منابع خورشیدی و بادی در زمره کشورهای مستعد منطقه قرار دارد. میانگین مناسب تابش خورشیدی در بخش وسیعی از کشور، اراضی گسترده و پراکندگی مناسب منابع تجدیدپذیر، امکان توسعه چند ده گیگاوات ظرفیت جدید را فراهم میکند و توسعه این بخش باید به عنوان یک ضرورت راهبردی دنبال شود.
وی افزود: با این حال، باید میان توسعه تجدیدپذیرها و حل کامل ناترازی برق تفاوت قائل شد. نیروگاههای خورشیدی نقش مهمی در تأمین بار روزانه، کاهش مصرف سوخت نیروگاههای حرارتی، کاهش آلایندگی و کاهش فشار بر شبکه در ساعات تابش دارند، اما به دلیل ماهیت متناوب تولید، به تنهایی قادر به تأمین ظرفیت قابل اتکا در ساعات پس از غروب خورشید نیستند؛ ساعاتی که بخش مهمی از اوج بار شبکه برق کشور در آن رخ میدهد.
جعفرزاده تأکید کرد: از این رو خورشیدیها بخشی از راهحل هستند، اما عامل تعیینکننده در رفع ناترازی محسوب نمیشوند. تجربه جهانی نیز نشان میدهد که توسعه گسترده انرژیهای تجدیدپذیر معمولاً همراه با توسعه سامانههای ذخیرهسازی انرژی، نیروگاههای انعطافپذیر، شبکههای هوشمند و برنامههای مدیریت سمت تقاضا انجام میشود.
وی با اشاره به چالشهای اقتصادی صنعت برق اظهار کرد: ریشه اصلی ناترازی برق را باید در حکمرانی انرژی جستوجو کرد. زمانی که صنعت برق با محدودیت منابع مالی، عدم جذابیت کافی برای سرمایهگذاری، تأخیر در بازگشت سرمایه و نبود چارچوبهای پایدار اقتصادی مواجه باشد، امکان توسعه متوازن زیرساختها نیز با مشکل روبهرو خواهد شد.
جعفرزاده افزود: اصلاح اقتصاد برق ضرورتی اجتنابناپذیر است، اما این اصلاحات نباید صرفاً به افزایش هزینه برای مصرفکنندگان منجر شود. حل ناترازی برق به معنای انتقال هزینه ناکارآمدیهای ساختاری به مردم نیست. پیش از هر چیز باید ظرفیتهای موجود برای کاهش تلفات شبکه، ارتقای بهرهوری تجهیزات، بهینهسازی مصرف انرژی، هدفمند کردن یارانهها و بهبود محیط سرمایهگذاری فعال شوند.
وی ادامه داد: در بسیاری از کشورها، مدیریت مصرف و افزایش بهرهوری انرژی، هزینهای به مراتب کمتر از احداث ظرفیتهای جدید تولید دارد. هر مگاوات صرفهجویی پایدار، از منظر اقتصادی و فنی ارزشی معادل احداث یک مگاوات ظرفیت جدید تولید برق دارد و در بسیاری موارد حتی اثربخشتر است.
جعفرزاده خاطرنشان کرد: عبور پایدار از ناترازی برق نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان شامل توسعه ظرفیت تولید قابل اتکا، گسترش انرژیهای تجدیدپذیر، توسعه سامانههای ذخیرهسازی انرژی، کاهش تلفات شبکه، افزایش بهرهوری انرژی، اصلاح اقتصاد برق و ارتقای حکمرانی انرژی است. تمرکز بر یک راهکار واحد، چه توسعه نیروگاه و چه افزایش تعرفهها، نمیتواند پاسخگوی پیچیدگیهای مسئله ناترازی در کشور باشد.
وی در پایان تأکید کرد: ایران از ظرفیت تبدیل شدن به یکی از بازیگران مهم انرژیهای تجدیدپذیر منطقه برخوردار است، اما تحقق این هدف نیازمند ثبات در سیاستگذاری، جذب سرمایهگذاری، توسعه فناوری و اصلاح ساختارهای حکمرانی انرژی است. توسعه خورشیدیها ضرورتی انکارناپذیر است، اما حل ریشهای ناترازی برق تنها از مسیر اصلاحات ساختاری و نگاه جامع به زنجیره انرژی کشور امکانپذیر خواهد بود.
منبع : خبرگزاری مهر

















































