
خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: قطر سالهاست که سعی کرده خود را به عنوان میانجیِ بیطرف در مناقشات منطقهای معرفی کند اما آمریکا از بزرگترین پایگاه نظامی خود در منطقه، یعنی پایگاه هوایی «العدید» در قطر، برای انجام حملات مستقیم علیه ایران استفاده کرد و خاک این کشور نیز از تبعات آن در امان نماند. حال باید دید آیا قطر میخواهد با انجام اقدامات اعتمادساز در روابط با ایران به توسعه روابط همسایگی و استفاده از مزیتهای اقتصادی آن مبادرت ورزد یا همچنان به دنبال باج دادن به آمریکا و گدایی ایجاد امنیت واهی آمریکایی است.
پایگاه العدید؛ بزرگترین پایگاه آمریکا در منطقه
پایگاه هوایی العدید، بزرگترین تأسیسات نظامی آمریکا در خاورمیانه است. این پایگاه در ۳۵ کیلومتری جنوب غربی دوحه، پایتخت قطر و تنها ۲۰۰ کیلومتری مرزهای ایران قرار دارد. باند پروازی ۴۵۰۰ متری این پایگاه، میزبان حدود ۱۰ هزار نظامی آمریکایی و دستکم ۱۰۰ فروند هواپیمای جنگی از جمله بمبافکنهای استراتژیک B-52 است. این پایگاه، مرکز فرماندهی مرکزی نیروهای آمریکایی (سنتکام) در منطقه است.
در جریان جنگ، گزارشها از افزایش چشمگیر فعالیتهای نظامی در این پایگاه حکایت داشتند. رسانههای رژیم صهیونیستی تأیید کردند که بمبافکنهای B-52 و هواپیماهای سوخترسان KC-135 مستقیماً از این پایگاه برای عملیات علیه ایران به پرواز در میآمدند. این در حالی بود که مقامات قطری بارها ادعا کرده بودند که اجازه استفاده از خاک این کشور برای حمله به ایران را نخواهند داد. وعدهای که در عمل به هیچوجه پایبند ماندن به آن اثبات نشد.
ایران در روزهای سخت کنار قطر بود
در شرایطی که قطر امروز میزبان پایگاههای نظامی است که برای حمله به ایران استفاده میشوند، نباید فراموش کرد که در سال ۲۰۱۷، زمانی که عربستان سعودی، امارات، بحرین و مصر روابط دیپلماتیک خود را با قطر قطع کرده و این کشور را در محاصره زمینی، هوایی و دریایی قرار دادند، این ایران بود که به یاری دوحه شتافت.
قطر که حدود ۸۰ درصد از مواد غذایی خود را از همسایگان عربیاش وارد میکرد، یکشبه با بحران کمبود مواد غذایی روبرو شد. قفسههای فروشگاهها خالی شد و صفهای طولانی برای خرید مایحتاج اولیه شکل گرفت. در این شرایط اضطراری، ایران نخستین کشوری بود که به کمک قطر آمد. تنها شش روز پس از آغاز محاصره، ایران هواپیماها و کشتیهای حامل مواد غذایی را راهی قطر کرد. ایران افزون بر این، حریم هوایی خود را به روی پروازهای قطری گشود و روزانه ۱۰۰ پرواز جدید برای این کشور فراهم کرد.
وعدههای توخالی امنیت وارداتی
حضور گسترده نظامیان آمریکایی در قطر اما هیچیک از تهدیدات امنیتی علیه این کشور را دفع نکرد. در جریان جنگ، پایگاه العدید هدف حملات موشکی ایران قرار گرفت. پنتاگون رسماً تأیید کرد که موشکهای ایرانی به این پایگاه اصابت کرده است. نیویورک تایمز نیز گزارش داد که صدها نظامی آمریکایی از این پایگاه تخلیه شدند.
پیش از آن، در سپتامبر ۲۰۲۵، رژیم صهیونیستی در اقدامی بیسابقه و با استفاده از بیش از ۱۰ فروند جنگنده، اقدام به ترور رهبران حماس در دوحه، پایتخت قطر کرد. این اقدام تجاوزکارانه، بار دیگر نشان داد که حضور پایگاههای آمریکایی در خاک یک کشور تنها امنیت آن را تضمین نمیکند. اکنون باید از سران قطر پرسید: «وقتی پایگاههای آمریکایی نه در برابر ائتلاف عربستان در سال۲۰۱۷، نه در برابر حمله اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۵ و نه در جریان جنگ تحمیلی سوم نتوانستند (یا نخواستند) از این کشور دفاع کنند، فایده حضورشان جز هدر دادن میلیاردها دلار پول نفت و گاز چیست؟
تأسیسات گازی فلج و اقتصاد وارداتمحور در بحران
قطر در این جنگ، تاوان سنگینی برای پشتیبانی از ماشین جنگی آمریکا پرداخت. در ۲ مارس ۲۰۲۶، ایران تأسیسات استراتژیک گاز طبیعی مایع (LNG) قطر در رأس لفان را هدف قرار داد. این حمله حدود ۱۷ درصد از ظرفیت صادرات LNG قطر را نابود کرد. بسته شدن تنگه هرمز نیز عملاً تمام ظرفیت صادرات گاز این کشور را قطع کرد؛ کشوری که پیش از جنگ، حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی LNG از تنگه هرمز عبور میکرد و عمدتاً از قطر بود.
این ضربات در حالی به قطر وارد شد که اقتصاد این کشور به شدت به واردات مواد غذایی و کالاهای اساسی وابسته است. بسته شدن تنگه هرمز و اختلال در مسیرهای تجاری، زنجیره تأمین کالاهای ضروری قطر را فلج کرد. صادرات گاز متوقف شد، تأسیسات حیاتی آسیب دید و اقتصاد این کشور در سراشیبی سقوط قرار گرفت. قطر در این جنگ، هزینه حمایت از پایگاههای آمریکایی را با فلج شدن اقتصاد خود پرداخت.
قطع وابستگی به دلار و قطع روابط با رژیم صهیونیستی
قطر برای آنکه بتواند به کشوری مستقل و امن تبدیل شود، باید دو اقدام راهبردی دیگر نیز انجام دهد. نخست، فروش نفت و گاز خود به دلار و خرید اوراق قرضه دولت آمریکا را متوقف کند. کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله قطر، ارزهای خود را به دلار میخکوب کردهاند و ذخایر عظیم دلاری برای حفظ این نظام دارند.
صندوقهای ثروت ملی این کشورها نیز میلیاردها دلار در اوراق قرضه خزانهداری آمریکا سرمایهگذاری کردهاند. این چرخه، دقیقاً همان سازوکاری است که کسری بودجه آمریکا را جبران میکند و به واشنگتن امکان میدهد جنگهای بیپایان خود را تأمین مالی کند. قطر اگر واقعاً خواهان صلح است، باید از این چرخه خارج شود.
دوم، قطر باید هرگونه روابط پیدا و پنهان با رژیم صهیونیستی را قطع کند. قطر با رژیم روابط دیپلماتیک رسمی ندارد، اما کانالهای ارتباطی پشتپرده میان دو طرف همواره وجود داشته است. شواهد نشان میدهد که دوحه در موضوع غزه با مقامات تلآویو در تماس مستقیم بوده است. تجاوز نظامی اخیر رژیم به خاک قطر برای ترور رهبران حماس، نشان داد که رژیم صهیونیستی برای حاکمیت کشورهای منطقه کوچکترین احترامی قائل نیست. رژیک خواهان صلح و همکاری میان کشورهای مسلمان منطقه نیست، چرا که این امر را مانعی بر سر راه هژمونی منطقهای خود میبیند. رژیم صهیونیستی به دنبال اختلافافکنی و جنگافروزی در منطقه است تا بتواند شکافهای جهان اسلام را عمیقتر کند.
جمعبندی
زمان انتخاب قطر فرا رسیده است. این کشور میتواند همچنان میزبان بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه باقی بماند و هزینه آن را با تخریب امنیت خود، فلج شدن اقتصادش و تبدیل شدن به هدف حملات بپردازد. یا میتواند با درس گرفتن از تجربه تلخ جنگ، مسیر همکاری با همسایگان را در پیش گیرد.
منبع : خبرگزاری مهر

















































